انحراف منهجی در لباس دین  وتبدیل «قبله بلوچ مسجد مکی» از اسلام به طاغوت

انحراف منهجی در لباس دین  وتبدیل «قبله بلوچ مسجد مکی» از اسلام به طاغوت

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

بلوچ مسجد مکی یعنی بلوچهائی که در جریان بازی های سکولاریستی مولوی عبدالحمید در قالب دلسوزی برای قوم بلوچ افتاده اند و خیال می کنند مسیرشان به مکه است در حالی که : ترسم نرسی به کعبه، ای اعرابی   ….. کاین ره که تو می‌روی به ترکستان است.

اما چگونه شد که کسانی چون مولوی عبدالحمید به تقلید از مروجان اسلام آمریکائی در دهه های گذشته در سرزمینهای اسلامی چون مصر و ترکیه و … با پوشش دفاع از حقوق قوم بلوچ و اهل‌سنت و دلسوزی برای ایران، قبله فکری و سیاسی خود را به جایی گره زدند که آشکارا نماد سکولاریسم و ضدیت با قوانین اسلام، حمایت از صهیونیسم و جنگ با امت اسلامی است؟

این پرسش، نه صرفاً سیاسی، بلکه منهجی و فقهی است چون در فقه و عقیده اهل‌سنت، قبله‌ی هدایت، الله، رسول، شریعت و جماعت مؤمنین (حاکمیت بر دارالاسلام) است و هیچ مصلحت قومی یا ادعای حقوقی، مجوز جابه‌جایی این قبله نیست و بر این اساس است که: قُلۡ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحۡيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ (أنعام/ ۱۶۲) تحقق پیدا می کند.

وقتی «نجات» به قدرت‌هایی کافر سکولار و اشغالگر خارجی حواله داده می‌شود که سابقه‌شان قتل مسلمانان، تحریم ملت‌ها و پشتیبانی از اشغال قبله اول مسلمین است، این دیگر اختلاف تحلیل نیست بلکه انحراف قبله منهجی است.

در کنار کفر به طاغوت (کفر به کفار 1- شیطان و “الَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَىٰ وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا” (حج/17))  یکی از اصول قطعی عقیده اهل‌سنت، ولاء برای مومنین و براء از کفار سکولار (الَّذِينَ أَشْرَكُوا) است . در این صورت به سرپرستی گرفتن، دوستی، تکیه و امید به دشمنان کافر سکولار حتی با عناوین بزک‌شده نقض این اصل است چون : وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُم فَإِنَّهُۥ مِنۡهُمۡ (مائدة/ ۵۱)

وقتی طاغوتِ سکولار و محارب به‌عنوان «ناجی»، «تریبون» یا «پشتوانه» معرفی می‌شود، این نه دفاع از قوم حنفی مذهب بلوچ است و نه خدمت به اهل‌سنت؛ بلکه جا‌به‌جایی مرزهای اعتقادی است.

در تاریخ معاصر، کفار محارب سکولار و اشغالگر خارجی هرگاه خواسته اند امت را بشکنند، قومیتِ جدا از دین را عَلَم کرده است.

لباس بلوچ پوشیدن، زبان بلوچ گفتن و هم‌زمان تضعیف شریعت، تحقیر حاکمیت اسلامی و عادی‌سازی تکیه به غرب سکولار و به سرپرستی گرفتن این کفار محارب و اشغالگر همان پروژه شناخته‌شده است.

این جریان فرهنگ اسلامی بلوچ را از ایمان تهی می‌کند و اهل‌سنت را از منهج فقهی‌شان جدا می‌سازد و مقاومت را با «حقوق‌بشرِ غربی» جایگزین می‌کند؛چنین رویکردی، در تعارض مستقیم با گفتمان اصیل بلوچ حنفی مذهب و اهل‌سنت است.

در این صورت، مسئله، نام‌ها نیست بلکه منهج است و هر گفتمانی که حاکمیت اسلام را مسئله‌دار نشان دهد و رضایت طاغوت را معیار فشار سیاسی کند و دشمنان امت را تریبون مشروع جلوه دهد از منظر فقه سیاسی اهل‌سنت، گفتمانی مخدوش و خطرناک است؛ حتی اگر با عناوین دینی ارائه شود.

ائمه اهل‌سنت همواره هشدار داده‌اند که بدعت وقتی با دین آمیخته شود، از کفر آشکار خطرناک‌تر است زیرا مردم را دچار اشتباه می‌کند.

در اینجا سخن از «دشمنی فیزیکی» نیست بلکه سخن از مرزبندی اعتقادی و گفتمانی است.

اهل‌سنت و بلوچ مسلمان باید بدانند هر صدایی که قبله را از اسلام به طاغوت می‌چرخاند و هر راهی که عزت را در واشنگتن جست‌وجو می‌کند و هر گفتمانی که شریعت را هزینه می‌داند راه نجات نیست؛ راه استحاله است.

بدون شک نجات بلوچ حنفی مذهب از ایمان به قوانین شریعت الله جدا نمی‌شود و از حاکمیت اسلام عبور نمی‌کند و و به دشمنان امت گره نمی‌خورد و هر پروژه‌ای غیر از این، هرچند با نام بلوچ و اهل‌سنت باشد باید منهجی، فقهی و بی‌پرده نقد و افشا شود؛ تا قبله‌ها دوباره به جای خود بازگردد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *