مولوی عبدالحمید از تطهیر توهین‌کنندگان به قرآن تا استانداردهای دوگانه در قبال ترکیه و ایران

مولوی عبدالحمید از تطهیر توهین‌کنندگان به قرآن تا استانداردهای دوگانه در قبال ترکیه و ایران

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

در تحلیل رفتارهای سیاسی و مذهبی اخیر مولوی عبدالحمید، به وضوح می‌توان ردپای یک چرخش آشکار از اصول اسلامی به سمت ادبیات سکولار و لیبرال را مشاهده کرد. این رویکرد نه تنها با آموزه‌های اصیل دینی، بلکه با مواضع قاطع جریانات اسلامی همچون امارت اسلامی افغانستان در تضاد کامل است.

زمانی که «علی کریمی» آن مرتد سکولار سلطنت طلب به ساحت مقدس قرآن کریم توهین کرد، انتظار می‌رفت کسی که خود را پیشوای مذهبی دسته هایی از بلوچهای حنفی مذهب می‌داند، موضعی صریح و قاطع اتخاذ کند. اما مولوی عبدالحمید به جای دفاع قاطع و صریح از کیان قرآن، با استفاده از واژه‌های کلی نظیر «مقدسات»، سعی کرد بار سنگین این جنایت را کم کند و در نهایت، با فرافکنی، همه چیز را به گردن نظام انداخت. این رفتار، نوعی باج‌دهی سیاسی به جریان‌های سکولار ضد دین برای حفظ جایگاه خود در میان آشوب‌طلبان سکولار و هرزه ای بود که در جبهه ی آمریکا وصهیونیستها قرار گرفته اند.

برخلاف مواضع امارت اسلامی افغانستان که اسلام و قرآن را خط قرمز غیرقابل عبور می‌داند و هیچ مرزی را برتر از ایمان نمی‌شناسد، عبدالحمید به بهانه «ایرانی بودن»، روی جنایات کسانی که مسجد آتش زدند و قرآن سوزاندند، سرپوش می‌گذارد. پرسش اینجاست: ایرانی بودن به چه قیمتی؟ به قیمت جاده صاف کردن برای ارتداد و کفر به الله؟ به قیمت ویرانی مملکت و توهین به کتاب الله؟ آیا ملی‌گرایی می‌تواند مجوزی برای سکوت در برابر محاربه با الله و رسول صلی الله علیه وسلم و افساد فی الارض باشد؟ این رویکرد، بوی سکولاریسم و نفاقی را می‌دهد که مستقیماً در زمین آمریکا و صهیونیسم بازی می‌کند.

یکی از بزرگترین تناقضات عبدالحمید، حمایت تمام‌قد او از «رجب طیب اردوغان» است. او در حالی مدعی حقوق بشر و آزادی بیان در ایران است که در برابر سرکوب‌های گسترده پس از کودتای نافرجام ترکیه سکوت کرد.

در این زمینه تنها کافی است به عبرت هاکان شوکور اسطوره فوتبال ترکیه و دارنده سریع‌ترین گل تاریخ جام جهانی نگاه کنیم که تنها به دلیل زاویه داشتن با دولت اردوغان، نه تنها از ورزش محروم، بلکه اموالش مصادره و نامش در تاریخ ترکیه ممنوع شد و اکنون در آمریکا به مسافرکشی مشغول است.

چرا عبدالحمید که برای اردوغان «هلاک» است، هرگز از این برخوردها انتقاد نکرد؟ این نشان می‌دهد که مواضع او نه بر اساس حق و عدالت، بلکه بر اساس منافع سیاسی و دیکته‌های بیرونی و گرایش خاص فکری و هم مسیری اش با اسلام آمریکائی – صهیونی تنظیم می‌شود که امثال اردوغان سکولار و مرتد از پرچمداران آن هستند.

اگر دقت کنیم، امروز مولوی عبدالحمید با مواضع خود، عملاً به صدای دشمنان سکولار اسلام در داخل کشور تبدیل شده است. او با دفاع از سکولاریستهای مرتدی که مقدسات را نشانه گرفته‌اند و با نادیده گرفتن الگوهای سخت‌گیرانه کشورهای مورد علاقه‌اش (مثل ترکیه)، ثابت کرد که بیشتر از آنکه دغدغه دین و شریعت الله و مومنین شریعتگرا و وطن  را داشته باشد، به دنبال اجرای پروژه‌ای است که هدف نهایی آن تضعیف اقتدار اسلامی و خوش‌خدمتی به جبهه کفار سکولار جهانی و اپوزیسیون سکولاریستهای مرتد داخلی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *