
حکمت صیانت و تقابلِ «حقیقتِ فیزیک» با «سرابِ آزادی»
کاتب: بالاچ عُمَرزهی
سکولاریسمی که عده یا به سمت آن دعوت می دهند در واقع حرکت به سوی نابودی ارزشهای اسلامی ماست.
برهنگی در منطق فیزیک و حذفِ سپر و آغازِ سقوط را در قوانین جهانِ ماده نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که، هیچ موجودی بدون «پوشش» و «مرز» دوام نمیآورد. این یک حقیقت علمی است و همانطور که در فیزیک، حذفِ لایههای محافظِ یک جسم (مانند جوّ برای زمین یا پوسته برای بذر) آن را در برابر پرتوهای مخرب و فشارهای بیرونی متلاشی میکند، برهنگیِ اخلاقی نیز «سپرِ روانی و اجتماعی» انسان را از بین میبرد. نتیجهی این بیدفاعی، چیزی جز سقوطِ ارزشها نیست و موجودی که لایهی محافظ (پوششِ هیدرودینامیک یا حفاظِ هوا) نداشته باشد، در تلاطمِ محیط غرق میشود. برهنگی، انسان را در دریای غرایزِ لجامگسیخته و نگاههای ابزاری غرق میکند، نه اینکه به او تعالی ببخشد.
بزرگترین فریبِ قرن حاضر این است که «برهنگی» را معادل «آزادی» معرفی کردهاند. اما با نگاهی دقیقتر کسی که برای پذیرفته شدن در جامعه مجبور است بدن خود را به نمایش بگذارد، آزاد نیست؛ بلکه بردهی «قضاوت دیگران» و «صنعتِ مصرفگرایی» است و شعار آزادیِ غربی، در واقع غل و زنجیری است که روح انسان را به بندِ «جذابیتهای زودگذر» میکشد تا او را از تفکر، سیاست و مطالبهی حقوق واقعیاش (مانند ایستادگی در برابر استکبار) باز دارد.
آزادیِ واقعی زمانی آغاز میشود که انسان خود را از بندِ شعارهای دیکتهشده توسط رسانههای سکولاریستی رها کند و برای رسیدن به قله، باید از بارهای اضافه (هوسهای ترویج شده) خلاص شد و رهایی یعنی درک این مطلب که «پوشش»، محدودیت نیست؛ بلکه «تعریفِ حریم» برای جلوگیری از تعرضِ بیگانگان به ساحتِ روح و اندیشه است.
چرا مستکبران بر «برهنگی» تأکید دارند؟ چون جامعهای که درگیرِ «تن» شد، از «وطن» و «آرمان» غافل میشود و در فیزیکِ قدرت، برهنه کردن یک ملت از هویت و فرهنگش، اولین قدم برای غارتِ منابع آن ملت است و کسی که دست و پای غزه را میبندد، ابتدا ذهنِ جوانانِ مسلمان را با شعارِ «آزادیِ کاذب» و «برهنگی» فلج کرده است.
در این صورت برهنگی نه تنها در اخلاق، بلکه در «قانون بقا» نیز نشانهی نابودی است. برای رسیدن به آزادیِ راستین، باید ابتدا از بندِ شعارهایی که پوشش را بند مینامند و برهنگی را رهایی، آزاد شد. حقیقت، در حفاظت است، نه در عرضه.