مولوی عبدالحمید و هم‌نوایی با جبهه کفر سکولاریستی و دشمنان قرآن

مولوی عبدالحمید و هم‌نوایی با جبهه کفر سکولاریستی و دشمنان قرآن

کاتب: محمد اسامه

این روزها نیاز نیست توضیح دهیم که کفار سکولار و محارب اشغالگر خارجی به رهبری ترامپ چه تهدیداتی را به همراه نتانیابو علیه دارالاسلام ایران انجام داده و می دهند و چگونه تمام قدرت نظامی خود را در اطراف ایران جمع آوری کرده اند؛ در چنین در شرایطی که دارالاسلام آماج حملات وحشیانه جبهه متحد کفر و صهیونیسم قرار دارد، مواضع و سکوت‌های معنادار مولوی عبدالحمید با آنکه باعث به به و چه چه عده ای از عوام جاهل به شریعت الله و فریب خورده توسط رسانه های مختلف ماهوراه ای و مجازی شده است اما موجی از حیرت و حتی انزجار را در میان مؤمنان اهل دعوت و جهاد برانگیخته است.

چگونه است که مولوی عبدالحمید که خود را مبلغی صاحب رسانه در میان بلوچها می‌داند و حتی در مورد جنگ روسیه و اوکراین نظر می دهد و اگر مرتدی سکولار در ایران زندانی یا مجازات شود ناله  یاو به همه جا می رسد، اما در برابر فجیع‌ترین جنایات عقیدتی همین مرتدین سکولار یعنی «قرآن‌سوزی» و توهین به الله و مقدسات اسلامی سکوتی مرگبار اختیار کرده است؟ در حالی که قلوب تمام موحدان عالم از توهین به کلام‌الله و قرآن و مقدسات اسلامی به درد آمده، ایشان به جای فریاد علیه دشمنان کفرپیشه، سرگرم بازی‌های سیاسی در جهت تضعیف انسجام دارالاسلام است. آیا دفاع از حریم وحی جزو اولویت‌های ایشان نیست، یا هم‌سویی با اربابان سکولار اجازه خروش علیه این فتنه را نمی‌دهد؟

تعجب‌آورتر آن است که مواضع مولوی عبدالحمید به شکلی عجیب با مطامع جنایتکارانی چون ترامپ و نتانیاهو گره خورده است. چگونه یک خطیب مسجد که بدون داشتن حتی یک کتاب علمی او را شیخ الاسلام هم نامیده اند می‌تواند در جبهه‌ای قرار بگیرد که مورد تشویق مستقیم و حمایت سیاسی جانیانی است که دستشان به خون هزاران مسلمان در فلسطین و جای‌جای بلاد اسلامی آغشته است؟ هم‌صدایی با جبهه کفر صهیونیستی و  آمریکایی، خروج آشکار از مرزهای عزت امت اسلامی و درافتادن در چاه ویل ذلت و وابستگی است.

در همین راستا می بینم که آیه ی « أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ ۖ »(فتح/29) را وارونه کرده است و با لجاجتی آمیخته به تحریف، آیات رحمت و نصوص دینی را برای توجیه رفتارهای جبهه دین‌ستیز و سکولار به کار می‌گیرد وبا استفاده ابزاری از کلام وحی و سنت نبوی برای تطهیر دشمنان قسم‌خورده اسلام استفاده می کند اما در برابر مومنین اهل دعوت و جهاد و بخصوص در برابر دارالاسلام شغل اصلی او شده زخم زبان و کنایه زدن و ایجاد تفرقه در دارالاسلام، که همین مورد  مصداق بارز کج‌فهمی و خیانت به علم است. چرا ایشان به جای هدایت مؤمنان به سمت وحدت و مبارزه با کفر، برای جریان‌هایی سکولار و مرتدین سکولاری توجیه‌تراشی می‌کند که اساساً با حاکمیت دین و قرآن بر اساس تمام مذاهب اسلامی مخالف‌اند؟

اهل سنت و جماعت بلوچ که آگاه به منهج صحیح اسلامی هستند حق دارند از مولوی عبدالحمید بپرسند: آیا زمان آن نرسیده است که به جای تلبیس با آیات الهی به نفع دشمنان، به آغوش پرمهر امت و آرمان‌های اصیل دارالاسلام و جهاد با کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی بازگردید و مرز خود را با کفار محارب و اشغالگر خارچی چون آمریکا و صهیونیستها و با قرآن‌سوزان و توهین کننده های به الله و رسولش صلی الله علیه وسلم و مساجد و سایر مقدسات اسلام شفاف کنید؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *