مولوی کوهی گرامی، خط قرمز ما، منهج اهل سنت و جماعت است نه اشخاص التقاطی چون مولوی عبدالحمید (1)

مولوی کوهی گرامی، خط قرمز ما، منهج اهل سنت و جماعت است نه اشخاص التقاطی چون مولوی عبدالحمید (1)

کاتب: خالد سیف الله المسلول

شیخ‌الاسلام ابن تیمیه می گوید: هیچ کس حق ندارد تعریف و تمجید و نکوهش، حُبّ و بُغض، و دوستی و دشمنی را به اسمِ قبیله، شهر، مذهب یا راه و روشی که به یکی از ائمه و مشایخ نسبت می‌دهند، یا به دیگر انتسابها، وابسته بداند. به همین دلیل هر کس مؤمن است، موالات و دوستی با او واجب است از هر قشری که باشد؛ و اگر کافر است، باید با او معادات و دشمنی داشت و وی را دشمن دانست، از هر قشری که باشد؛ و کسی که ایمانی آمیخته با فسق و فجور دارد، بر حسب ایمانش باید با او موالات داشت.[1]

شیخ‌الاسلام ابن تیمیه در جای دیگری می گوید: هر کس شخصی غیر از رسول الله صلی الله علیه وسلم را انتخاب کند و دوستی و همسویی با این شخص را معیارِ اهل سنت و جماعت بودنِ افراد قرار داده و مخالفینش را از اهل بدعت و جدایی‌طلبان بخواند، خودش مبتدع و جدایی‌طلب و اخلال‌گر محسوب می‌شود.[2]

متوجه شدی مولوی کوهی صاحب؟

این منهج اهل سنت و جماعت در چگونگی تنظیم روابط اجتماعی با افراد است و برای ما معیار و محک قانون شریعت الله است نه اشخاص، و خط قرمز ما شریعت الله و منهج صحیح اسلامی است نه اشخاص، آنهم شخصی چون مولوی عبدالحمید که می گوید اگر اکثریت مردم بخواهند، از حکومت اسلامی و اسلام صرفنظر می کنم و به حکومتی کفری و ارتدادی رضایت می دهم.

لازم به ذکر است که مولوی کوهی دیروز (۲۴ بهمن۱۴۰۴)در مراسم نماز جمعه پشامگ می گوید: «شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید خط قرمز و زبان گویای اهل‌سنت» است.

 نخیر مولوی صاحب، یا منهج اهل سنت و جماعت را اصلاً نفهمده ای، یا اصلاً نمی دانی اهل سنت و جماعت یعنی چه؟ تو از این شخص بتی ساخته ای که عده ای با کنار زدن قرآن و سنت صحیح و منهج صحابه و اهل سنت و جماعت در حال پرستش آن هستند به همین دلیل است که می گوئی: “بدانید که سخنان ایشان تنها متعلق به خودش نیستند وی به نمایندگی از علمای اهل‌سنت صحبت می‌کند. صدای ایشان صدای کل اهل‌سنت است.”

خودت هم را این را می دانی که این سخنت عین دروغ و دغل بازی است؛ چون اولاً کل اهل سنت فقط شامل چند صد هزار بلوچ حنفی مذهب نمی شود بلکه نزدیک به دو ملیارد اهل سنت وجود دارد، علاوه بر این، در ایران هم چندین ملیون اهل سنت وجود دارد که دارای تفکر و دیدگاه خاص خود هستند و مولوی عبدالحمید برایشان محلی از اعراب ندارد.

اینکه شبکه های ماهوراه ای مثل کلمه یا مرتدینی سکولار چون ربع پهلوی و غیره او را بزرگ کرده اند و به خاطر تناقض گوئی ها و سخنانی که به نفع کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی می گوید او را برجسته کرده اند و مریدان شبکه های ماهوره ای و مجازی هم از او اسم می برند دلیل بر این نیست که او صدای کل اهل سنت باشد. حتی در بلوچستان هم صدای تمام حنفی مذهبها نیست چه رسد به این که در سایر مناطق اهل سنت ایران صدای شافعی مذهبها و سایر مذاهب اهل سنت باشد.

مولوی صاحب، لطف کنید و برای اهل سنت و جماعت به صورت مستدل و موردی مسخص کنید که با چه استدلالی موضع گیری 600 عالم اهل سنت در برابر سخنان آشفته و موضع گیری های ضد شرعی و سکولاریستی مولوی عبدالحمید را زیر سوال می برید و ادعا می کنی که “علمای اهل‌سنت به اندازه سر سوزنی از سخنان حضرت شیخ‌الاسلام موضعی دیگر ندارند و حتی کم‌ترین فکر و خیالی هم برخلاف دیدگاه و سیاست ایشان نداریم.”

این علمائی که از آنها اسم می بری کدامها هستند؟ تو می توانی از سوی خودت حرف بزنی، اما با چه دلیلی از سوی صدها عالم اهل سنت و عوام اهل سنت صحبت می کنی؟ مگر از آنها پرسیده ای؟

این را بدان زمانی که مولوی عبدالحمید به حاکمیت کفری و سکولاریستی به جای حاکمیت اسلامی راضی می شود و حاضر نیست همچون ابوبکر صدیق رضی الله عنه و اجماع صحابه رضی الله عنهم اجمعین در جنگ با مرتدین عمل کند دیگر ربطی به منهج اهل سنت و جماعت ندارد و به قول ابوولید المصری رحمه الله مولوی عبدالحمید در مسیر اسلام آمریکائی – صهیونی جدید قرار دارد و مبلغ اسلام سکولار و لیبرالی است که کیلومترها از منهج و مسیر اهل سنت و جماعت فاصله دارد.


[1] ابن تیمیه، مجموع الفتاوی، ج۲۸ ص ۲۲۷-۲۲۹.

[2] ابن تیمیه، مجموع الفتاوی، ج ۳ ص ۳۴۷

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *