لجاجت و تلبیس در مواضع مولوی عبدالحمید علیه مصالح امت اسلامی

لجاجت و تلبیس در مواضع مولوی عبدالحمید علیه مصالح امت اسلامی

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

در برهه حساس کنونی که تقابل میان جبهه توحید و جنود کفر به اوج خود رسیده است، ضرورت تبیین و روشنگری درباره مواضع دوگانه و انحرافی برخی چهره‌ها، تکلیفی شرعی بر دوش نخبگان امت است.

یکی از مواضع دوگانه ای که خاص و عام اهل سنت و جماعت را متعجب کرده است معمای سکوت مولوی عبدالحمید و بسیاری دیگر از خطبای مساجد در برابر قرآن سوزی و توهین پیروان پهلوی مرتد به مقدسات اسلامی و خود اسلام است.

در حالی که جهان اسلام از اهانت‌های سیستماتیک به ساحت مقدس قرآن کریم در قلب اروپا به خشم آمده، سکوت سنگین مولوی عبدالحمید در قبال این جنایات فرهنگی-دینی، لکه‌ای تاریک در کارنامه ایشان است. کسی که مدعی خیرخواهی است، چگونه می‌تواند در برابر آتش زدن کلام‌الله توسط سکولاریستهای مرتد خاموش بماند، اما برای تضعیف اقتدار دارالاسلام هر هفته تریبون خود را فعال کند؟ این سکوت، نه‌تنها بی‌تفاوتی، بلکه چراغ سبزی به دشمنان شریعت تلقی می‌شود.

یکی از بزرگترین تناقضات رفتاری ایشان، قرار گرفتن در جبهه‌ای است که رهبران آن جنایتکارترین دشمنان اسلام یعنی صهیونیسم بین‌الملل و استکبار آمریکایی هستند. حمایت‌های علنی و غیرعلنی جریان‌های وابسته به نتانیاهو و ترامپ از مواضع ایشان، نشان‌دهنده یک «انحراف عمیق» است. چگونه ممکن است ندای یک عالم دینی با شعارهای قاتلان کودکان غزه و عاملان اسلام‌هراسی در جهان هم‌سو شود؟ این هم‌گرایی، خروج از دایره غیرت اسلامی و افتادن در دام فتنه دجالان زمان است.

البته خطرناک‌ترین بخش عملکرد مولوی عبدالحمید، استفاده ابزاری از آیات قرآن و احادیث نبوی برای توجیه جریان‌های دین‌ستیز و سکولار است. ایشان با تقطیع نصوص دینی و تفسیر به رأی، به دنبال مشروعیت‌بخشی به مطالبات کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی است که اساساً با مبانی حاکمیت الهی در تضادند. این «تلبیس» (پوشاندن حق بر باطل)، باعث گمراهی بخشی از توده‌ها و ایجاد شکاف در بدنه مسلمین می‌گردد؛ امری که در لسان روایات از آن به عنوان «فتنه علمای سوء و الریبضه» یاد شده است.

اصرار بر تکرار مواضعی که تنها سود آن به جیب رسانه‌های معاند و اتاق فکرهای غربی می‌رود، نشان‌دهنده لجاجتی است که از مرز نقد خیرخواهانه عبور کرده و به فاز تقابل مستقیم با مصالح کلان امت رسیده است. ایشان به جای دعوت به وحدت علیه کفر جهانی، با دوقطبی‌سازی‌های کاذب، امنیت و ثبات دارالاسلام را هدف گرفته است که این خود بزرگترین خدمت به پروژه‌های آمریکائی – صهیونیستی در منطقه است.

به همین دلیل، روشنگری در قبال این جریان، وظیفه‌ای است برای صیانت از عقیده و مرزهای فکری امت. لجاجت در برابر حق و هم‌سویی با دشمنان قرآن، مسیری است که پایان آن جز انزوا در میان مؤمنان و روسیاهی در تاریخ مردم و بازخواست سخت در پیشگاه عدل الهی نخواهد بود.

.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *