
نقد استحاله فکری و مواضع سکولار مولوی عبدالحمید در تبیین حقیقت انقلاب اسلامی57 ایران
کاتب: جواد شاهوزهی بامری
سخنان اخیر جناب مولوی عبدالحمید در نماز جمعه 17 بهمن 1404 مبنی بر «ملی بودن» انقلاب ۵۷ و نفی هویت مذهبی آن، نه تنها یک تحریف آشکار تاریخی، بلکه خروج از مسیر شریعت و پشت کردن به آرمانهای معماران مسلمان انقلاب (اعم از شیعه و سنی) است. در ادامه، این ادعاها با منطق تاریخ و دین به چالش کشیده میشود:
۱. رفراندوم ۹۸ درصدی؛ مهر ابطال بر ادعای «انقلاب ملی»
ادعای اینکه انقلاب ایران صرفاً یک حرکت «ملی» برای حقوق شهروندی بود، با واقعیتهای صندوق رأی در تضاد است. انقلاب مردم ایران حول محور شخصیت آیتالله خمینی و بر دو اصل صریح استوار بود:
• «جمهوری اسلامی؛ نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد»
• اصل ولایت فقیه (حاکمیت مجتهد جامعالشرایط)
در سال ۵۸، بیش از ۹۸ درصد مردم ایران به «جمهوری اسلامی» رأی «آری» دادند و تنها ۲ درصد (شامل کمونیستها و ملیگراهایی که به دنبال جمهوری دموکراتیک بودند) رای «نه» دادند. لذا این انقلاب، ماهیتاً مذهبی و اسلامی بود و اراده ملت بر حاکمیت دین تعلق گرفت، نه بر نگاههای سکولار ملیگرایانه.
۲. پیشگامان مذهبی اهلسنت؛ مبارزه برای اسلام، نه برای ملیگرایی
جناب مولوی! نگاهی به شناسنامه مبارزاتی رهبران اهلسنت در ابتدای انقلاب بیندازید. احمد مفتیزاده در کردستان، شیخ ضیایی در جنوب و مولوی عبدالعزیز در بلوچستان، همگی شخصیتهای مذهبی و علمای شریعتمدار بودند که برای اعتلای کلمةالله برخاستند، نه برای شعارهای پوچ ملیگرایی. جایگزین کردن «ملیت» به جای «دیانت» توسط شما، خیانت به میراث این بزرگواران و به معنای غلتیدن در دام «سکولاریسم» است.
۳. رضایت الهی در حاکمیت شریعت است (الحکم الا لله)
سعادت بشر و رضایت پروردگار تنها در سایه حاکمیت قانون شریعت الله محقق میشود. اسلام یک دین فراگیر است که برای تمام شئون زندگی (سیاست و اقتصاد) برنامه دارد. اینکه امروز دین را کنار زده و «ملیت» را جایگزین آن میکنید، دقیقاً همان مسیری است که دشمنان اسلام برای بیاثر کردن دین دنبال میکنند. ادعای «فرا دینی» عمل کردن در کشوری که برای اسلام شهید داده است، دروغی آشکار و خیانت به سنت رسولالله صلی الله علیه وسلم است.
۴. اقتدار میدان؛ ضامن عزت و پشتوانه دیپلماسی
در حالی که شما حضور نظامیان در سیاست و اقتصاد را نقد میکنید، باید بدانید که در دنیای امروز، «میدان» و قدرت دفاعی است که مسیر مذاکرات را تعیین میکند. دیپلماسی بدون قدرت، تسلیمنامهای بیش نیست.
همانطور که ذبیحالله مجاهد (سخنگوی امارت اسلامی افغانستان) در مذاکرات دوحه ۲۰۲۰ در پاسخ به درخواست آمریکا برای زمین گذاشتن سلاح گفت:
«اگر این قدرت و سـلاح و ایستادگی مجاهدین نبود، سخنی از اجلاس و مذاکره از ابتدا وجود نداشت.»
این منطق قرآن است که عزت را در سایه قدرت و ایستادگی میداند. حیثیت مسلمانان با التماس در میزهای مذاکره به دست نمیآید، بلکه این «میدان» است که دشمن را وادار به تکریم میکند.
ای مولوی عبدالحمید، از الله و رسولش خجالت نمیکشی که تریبون نماز جمعه را به ترویج افکار سکولار و کفری اختصاص دادهای؟ اندکی از آن قوم بلوچ مومن و مخلصی که در برابرت نشستهاند شرم کن، مردم مسلمان بلوچ از افکار سکولاری تو که بوی بیدینی میدهد، بری هستند.
بترس از عذاب الهی که سخت و دردناک است. این راهی که تو میروی، به نفع اسلام و مسلمین نیست، بلکه گام برداشتن در مسیر دشمنان شریعت است. بیش از این به دین خدا و خون شهدا خیانت نکن و به آغوش اسلام راستین بازگرد.