
نقابِ زهد و سازش با شیطان در سکوت مولوی عبدالحمید در برابر آمریکا دشمن شماره یک مسلمین (1)
کاتب: محد اسامه
غیر از مسلمان زاده های مرتد غربگرا و گروه منافقین داخلی کسی نیست که نتواند جبهه کفر به سرکردگی آمریکا در برابر کیان اسلام و بخصوص اهل دعوت و جهاد را نبیند، در چنین وضعیتی مواضع دوگانه و سکوت معنادار و سخنان ضد و نقیض مولوی عبدالحمید زاهدانی در قبال جنایات استکبار جهانی و تهدیدات آشکار آن در برابر دارالاسلام ایران، پرسشهایی تلخ و تأملبرانگیز را در ذهن امت اسلامی ایجاد کرده است. کسی که خود را مبلغ مذهبی و خطیب مسجد میداند، چگونه میتواند چشم بر واقعیات روشن جهان و بخصوص تهدیدات آشکاری که متوجه دین و سرزمینش می شود ببندد؟
زمانی که خطر تهدیدات خارجی و مرتدین داخلی وجود دارد صحبت کردن در مورد مشکلات داخلی و مشغول کردن مردم به مسائل داخلی نوعی غدر و خیانت محسوب می شود.
با آنکه امام احمد بن حنبل رحمه الله مخالف حکومت عباسیان بود و 15 سال را در زندان این حاکمیت گذراند آنهم با شکنجه و اذیت و آزار اما زمانی که مرتدین خرمدینی دست به شورش و آشوب طلبی زدند امام احمد بن حنبل رحمه الله اصلا در مورد مشکلات داخلی صحبت نکند بلکه با فتوا در کنار این حاکمیت ایستاد و مردم را به جهاد با این مرتدین تشویق کرد.
کجاید کسانی که خود را اهل سنت و جماعت می نامند اما فتواهای آنها بر علیه مرتدینی چون ربع پهلوی و گروه رجوی و سهاب و کومله ها و دمکراتها و … که با حمایت آمریکا و صهیونیستها آنهمه توحش در دی ماه امسال درست درست کردند شنیده نمی شود؟
ابن تیمیه رحمه الله هم در هنگام حمله ی مغولهای سکولار به شام تمام مباحث متعلق به حاکمیت و اختلافات فقهی با سایر مذاهب را کنار گذاشت و مردم و حاکمیت را متحد و تشویق به جهاد با کفار سکولار و اشغالگر خارجی کرد؟ آیا مغلولهای سکولار جدید در قابل آمریکا و صهیونیستها و انگلیس و ناتو را نمی بینیم؟ پس کجاست ندای اتحاد و فتواهای تحریضی جهادی بر علیه این کفار محارب و اشغالگر خارجی؟
آیا بر کسی پوشیده است که آمریکا، کشوری سکولار و دشمن سوگندخوردهی ارزشهای الهی، مسئول نیمی از خونهای ریخته شده در جهان اسلام است؟ آیا مولوی نمیداند که «دونالد ترامپ»، این جنایتکارِ کافر، با وقاحت تمام علیه مقدسات مسلمین اقدام کرده و حامی اصلی رژیم کودککش صهیونیستی است؟ او به خوبی میداند، اما در کمال ناباوری به جای تبیین خوی درندگی این دشمن شماره یک، مسیر «سازش» و «کرنش» را پیش گرفته است.
بعد از ایمان و اتحاد و نصرت الله، الله تعالی به عنوان «تنها عامل بازدارنده» مادی در برابر دشمنان امر می کند:
وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ یَعْلَمُهُمْ (انفال/60) برای (جنگ با) آنان تا آنجا که میتوانید نیرو و (از جمله) اسبهای ورزیده آماده سازید ، تا بدان (آمادگی و ساز و برگ جنگی) دشمنِ خدا و دشمن خویش را بترسانید، و کسان دیگری جز آنان را نیز به هراس اندازید که ایشان را نمیشناسید و خدا آنان را میشناسد .
از عقبة بن عامر رضی الله عنه روایت است که می گويد: از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم که بالای منبر می فرمود: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» [انفال: 60] «آنچه از نيرو در توان تان است، برای پيکار با آنان آماده سازيد». و افزود: «أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ»[1] بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است»
دارالاسلام ایران که به این آیه عمل کرده و باعث تولید ترس در میان این دشمنان شده و عاملی بازدارنده در برابر اشغالگری ها و زیاده خواهی های آنها شده، این کفار خیلی تمایل و اصرار دارند این عامل بازدارنده را از دارالاسلام ایران بگیرند و اینهمه مشکل آفرینی می کنند.
سوال اینجاست: چرا مولوی که مدعی علم به قرآن است، این آیه را سرلوحه دعوت خود قرار نمیدهد؟ چرا به جای تشویق به اقتدار دفاعی و نظامی در برابر کفار، به دنبال تضعیف روحیه مقاومت و حتی عقب نشینی از این دستور الله و در نهایت لیبی سازی ایران است؟
[1] أخرجه أبو داود (2514)، ومسلم (1917)، وابن ماجه (2813)