
اگر اهل سنت و جماعت ایران و بخصوص اهل سنت بلوچستان با گروه «جم» همچون اپوزیسیون مرتد ایرانی برخورد کرد
کاتب: محمد اسامه
الله جل جلاله می فرماید: فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا (النساء/ ۶۵) نه، سوگند به پروردگارت که آنان ایمان نمیآورند مگر آنکه تو را در اختلافاتی که میانشان است به داوری بطلبند، سپس از حکمی که کردهای در دلهای خود هیچگونه تنگی و ناراحتی احساس نکنند و کاملاً تسلیم شوند.
سید قطب رحمه الله می گوید: این است و فقط این است اسلام … سرزمینی که اسلام در آن حاکمیت ندارد و شریعتش در آن اجرا نمیشود، «دارالحرب» است؛ مسلمان با آن سرزمین میجنگد، حتی اگر زادگاهش در آن باشد و خویشاوندان نسبی و سببیاش در آن باشند و اموال و منافعش در آن قرار داشته باشد.
و اینچنین بود که محمد (صلی الله علیه وسلم) با مکه جنگید، در حالی که مکه زادگاهش بود و قبیله و خانوادهاش در آن بودند و خانه او و یارانش و اموالشان که رها کرده بودند، در آنجا بود. پس مکه برای او و امتش «دارالاسلام» نشد مگر زمانی که در برابر اسلام سر تسلیم فرود آورد و شریعتش در آن به اجرا درآمد.
آیا گروه تازه تاسیس «جبهه مبارزین مردمی» که با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی هم جبهه ای شده و حتی به خاطر دفاع و انتقام از کشته های آنها دست به قتل مخالفین آنها در ایرانشهر می زند مومن است؟
قعطاً خیر« فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ » چون در اختلافی که به وجود آمده به حکم شریعت الله مراجعه نکرده است بلکه به حکم کفری سکولاریستی سکولاریستهای مرتد داخلی و کفار سکولار خارجی پناه برده است.
آیا گروه مرتدین «جم» مجاهد محسوب می شوند و حتی اگر به نفع «جبهه ی اپوزیسیون مرتد ایرانی» ترورهائی از نیروهای شیعه یا سنی مذهب ایرانی انجام دهند برایشان پیروزی محسوب می شود و کشته های گروه «جم» شهید محسوب می شوند؟
قطعاً خیر؛ چرا؟ اجازه دهید سید قطب تقبله الله پاسخ دهد؛ او می گوید:
” پیروزی زیر پرچم عقیده است و نه هیچ پرچم دیگری، و جهاد برای یاری دین خدا و شریعت اوست، نه برای هیچ هدف دیگری. و دفاع از «دارالاسلام» با همان شروطی که ذکر شد، نه از هر سرای دیگری. و پس از همهی اینها، خالص گردانیدنِ عمل برای خداست، نه برای غنیمت، نه برای شهرت، نه از روی تعصب برای خاک یا قوم، و نه برای دفاع از خانواده یا فرزند، مگر برای حفاظت آنان از فتنهای که آنان را از دین خدا بازدارد.
از ابوموسی (رضی الله عنه) روایت است که گفت: از رسولالله (صلی الله علیه وسلم) دربارهی مردی سؤال شد که برای شجاعت میجنگد، و مردی که از روی تعصب (قومی) میجنگد، و مردی که برای ریا میجنگد، کدامیک از اینها در راه خداست؟ ایشان فرمودند: «هر کس بجنگد تا کلمهی الله برترین باشد، پس او در راه خداست…». و شهادت، تنها در این راه است و نه در هیچ جنگ دیگری که برای هدفی غیر از این هدف یگانه باشد.”
این واقعیتی است که باید پذیرای آن باشیم اگر جزو مومنین هستیم.
بدون شک اهل سنت بلوچستان همچون سایر مردم ایران دارای مشکلات و حق و حقوق خود هستند اما راه رفع مشکلات و رسیدن به حقوق آنها نه با شعارهای شبه اسلامی «اهل بغی» شدن و شروع کردن «قتال الفتنه» است ( مثل همان کاری که جندالله و جیش العدل سابق و انصارالفرقان و… انجام داده اند) و نه با پیوستن به اپوزیسیون سکولار و مرتد و یکی از جبهه ی مرتدین شدن ( مثل آنچه «جم» یا جیش العدل جدید در حال انجام آن است).
پس اگر اهل سنت و جماعت ایران و بخصوص اهل سنت بلوچستان با گروه «جم» همچون اپوزیسیون مرتد ایرانی برخورد کرد نباید از کسی جز خودش گلایه ای داشته باشد.
برای مومنین، فرقی بین ترامپ و نتانیاهو و ربع پهلوی و گروه رجوی و سایر احزاب سکولار و مرتد در کافر بودنشان وجود ندارد؛ بلکه در حکم شریعت باید گفت که حکم مرتدین بسیار سنگینتر از حکم کفار اصلی است.
آیا مریدان گروه جم متوجه هستند در چه گنداب و مردابی دست و پا می زنند و به سمت چه کفر بواحی در حرکتند؟