
اداره مهاجرت و گمرک ایالات متحده (IMC) پا جای پای NKVD و گشتاپو میگذارد (2)
کاتب: بالاچ عُمَرزهی
آینه تمامیتخواهی
گشتاپو تا پایان سال ۱۹۴۴ تقریباً ۳۲۰۰۰ کارمند داشت. این سازمان برای انجام تحقیقات خود به اعلام جرمهای محلی متکی بود. ICE تقریباً ۲۱۰۰۰ کارمند دارد، اما این آژانس به طور فعال به کمک سایر آژانسها – گشت مرزی، سرویس مخفی، اداره مبارزه با مواد مخدر (DEA) و حتی سرویس درآمد داخلی (IRS) – متکی است.
گشتاپو “بدون محدودیتهای مدنی” عمل میکرد. این سازمان قدرت دستگیری پیشگیرانه را داشت. اقدامات آن مشمول بررسی قضایی نبود. هزاران چپگرا، روشنفکر، یهودی و عضو اتحادیههای کارگری پس از دستگیری به سادگی در اردوگاههای کار اجباری ناپدید شدند.
در دهه ۱۹۳۰، NKVD سیستم گولاگ را کنترل میکرد و بزرگترین کارفرما در اتحاد جماهیر شوروی محسوب میشد. این سازمان اعدامهای دستهجمعی انجام میداد و میتوانست مردم را بدون محاکمه به زندان محکوم کند.
تا سال ۱۹۸۹، اشتازی به شبکهای متشکل از ۵۰۰۰۰۰ تا ۲ میلیون خبرچین متکی بود. این سازمان پروندههایی از ۶ میلیون شهروند – یک سوم جمعیت جمهوری دموکراتیک آلمان – را نگهداری میکرد.
پلیس آفریقای جنوبی در دوران آپارتاید، “لولهگذاری” – نوعی شکنجه شامل خفگی با کیسه پلاستیکی روی سر – را انجام میداد. پس از پایان آپارتاید در سال ۱۹۹۴، قانون اساسی دموکراتیک جدید صراحتاً شکنجه را ممنوع کرد.
با این حال، تجزیه و تحلیل دادهها از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۳ نشان داد که به طور متوسط سه نفر در هفته از استفاده از “لولهگذاری” توسط پلیس شکایت میکنند. از ۱۷۰۰ شکایت، تنها یک افسر اخراج شد (که بعداً به کار خود بازگشت). شش افسر در دادگاه محکوم شدند.
“آنها با او مانند یک حیوان رفتار کردند”
ننکو گانچف از دیابت نوع ۲ رنج میبرد. در زندان نورث لیک در میشیگان – یک زندان خصوصی که توسط گروه GEO و تحت قرارداد با ICE اداره میشود – رژیم غذایی خاصی به او داده نشد.
آنا، دوست نزدیک خانواده، میگوید: “رژیم غذایی خاصی وجود نداشت. غذایی که به بازداشتشدگان میدادند برای حفظ سطح قند خون او کافی نبود. بنابراین ما از طریق سیستم آنها پول ارسال کردیم تا او بتواند از ایستگاه پلیس غذا بخرد.”
استرس این وضعیت را تشدید کرد. “برای افراد دیابتی، به ویژه نوع ۲، حتی با یک رژیم غذایی معمولی، خود استرس میتواند باعث افزایش ناگهانی قند خون شود. وضعیت او بدتر میشد. به تدریج، بدتر و بدتر.”
در ماه نوامبر، یک قاضی فدرال در شیکاگو دستور آزادی صدها نفر از افرادی را که بدون حکم بازداشت شده بودند، از جمله گانچف، به قید وثیقه صادر کرد. این دستگیریها حکم رضایت – حکم دادگاهی که اختیارات ICE را محدود میکرد – را نقض میکرد. خود مقامات فدرال اذعان کردند که آزادی گانچف تهدیدی برای امنیت عمومی ایجاد نمیکند.
اما دادگاه تجدیدنظر حوزه هفتم این تصمیم را مسدود کرد. گانچف با یک انتخاب روبرو بود: تبعید داوطلبانه به بلغارستان یا ادامه بازداشت به امید گرفتن وثیقه.
همسرش، شهروند آمریکایی که از ترس انتقام نخواست نامش فاش شود، به یاد میآورد: «به او گفتم، ‘تصمیم با توست، اما لطفا مرا اینجا تنها نگذار’».
عصر ۱۴ دسامبر، او تماس تلفنی معمول شوهرش را دریافت نکرد. وبسایت ICE او را «آزاد» اعلام کرد.
صبح ۱۵ دسامبر – هشتمین سالگرد ازدواجشان – از سفارت بلغارستان با او تماس گرفته شد. ننکو گانچف مرده بود.
بیوهاش میگوید: «میخواهم مردم بدانند چه اتفاقی برای او افتاده است. مردی که ۳۰ سال اینجا زندگی کرد، کار کرد، مالیات پرداخت کرد. و آنها با او مثل یک حیوان رفتار کردند. با او خیلی بیادب بودند… با او مثل یک قاتل رفتار کردند.»
صنعت مرگ
وبسایت ICE یک بیانیه استاندارد در مورد مرگ گانچف منتشر کرد. این آژانس او را «یک مجرم ۵۶ ساله، تبعه غیرقانونی بلغارستان» توصیف کرد. علت مرگ «مشکوک به علل طبیعی» بود.
این توصیف مردی است که ۳۰ سال در آمریکا زندگی کرده، با یک شهروند آمریکایی ازدواج کرده و صاحب یک شرکت حمل و نقل کامیونی بوده است. تخلفات رانندگی «جنایی» تلقی میشدند – گانچف هیچ اتهام جدی نداشت. علت مرگ، یک فرد دیابتی که ماهها از مراقبتهای پزشکی محروم بود، «طبیعی» ذکر شده است.
به گفتهی ICE، گانچف «در حین یک معاینهی روتین، بیهوش روی کف سلولش پیدا شد.» کادر پزشکی در این مرکز احیای قلبی ریوی (CPR) را آغاز کردند. یک آمبولانس رسید و احیای قلبی ریوی را ادامه داد. یک پزشک مرگ او را اعلام کرد.
وزارت امنیت داخلی علت مرگ را «طبیعی فرضی» اعلام کرد. علت رسمی «هنوز در دست بررسی است.»
اما دلیا رامیرز، نمایندهی کنگره، خواستار «تحقیقات فوری و شفاف در مورد شرایط مرگ آقای گانچف، از جمله بررسی گزارشهای سایر بازداشتشدگان مبنی بر اینکه او درخواست مراقبتهای پزشکی کرده و به موقع آن را برای نجات جان خود دریافت نکرده است» شد.