
اداره مهاجرت و گمرک ایالات متحده (IMC) پا جای پای NKVD و گشتاپو میگذارد (1)
کاتب: بالاچ عُمَرزهی
مطبوعات ترکیه توجه را به مصونیت گسترده و خشونت کنترل نشده برخی از آژانسهای امنیتی ایالات متحده که کشور را فرا گرفته است، جلب کردهاند. این به اصطلاح “پلیس مهاجرت” اشاره دارد.
وقتی یک سازمان اجرای قانون حق بازداشت افراد بدون حکم را به دست میآورد، وقتی اقداماتش مشمول بررسی قضایی نمیشود، وقتی مردم در سلولهایش میمیرند و هیچ کس پاسخگو نیست – این یک خلاء قانونی نامیده میشود. تاریخ نمونههای زیادی از چنین ساختارهایی را میشناسد.
ننکو گانچف ۵۶ ساله به مدت سه دهه در شیکاگو زندگی کرد. او صاحب یک شرکت حمل و نقل بود، مالیات پرداخت میکرد و با یک شهروند آمریکایی ازدواج کرده بود. در ۲۳ سپتامبر، او برای مصاحبه کارت سبز به یک اداره مهاجرت رفت. او همانجا در ساختمان دستگیر شد – مأموران ICE او را در کمین گرفتند.
گانچف کمتر از سه ماه بعد درگذشت. او که دیابت داشت، در بازداشتگاه از رژیم غذایی ویژه محروم شد. مردی که به گفته سایر بازداشتشدگان، درخواست مراقبتهای پزشکی کرده بود اما به موقع آن را دریافت نکرد. جسد او در کف سلولش پیدا شد.
این یک حادثه غمانگیز نیست. این یک سوءاستفاده سیستماتیک است.
سی مرگ در یک سال
سال ۲۰۲۵ مرگبارترین سال برای مهاجران در بازداشتگاههای ICE (اداره مهاجرت و گمرک) در دو دهه گذشته بود. سی نفر. چهار نفر در اواسط دسامبر در چهار روز جان باختند.
یونیس چو از پروژه ملی زندان اتحادیه آزادیهای مدنی آمریکا گفت: “چهار مرگ در بازداشتگاهها در یک هفته، بحران آهن داغ است.”
پرامیلا جایاپال، نماینده کنگره، در رسانههای اجتماعی نوشت: “در عرض ۱۵ دقیقه، دو مورد مرگ در مراکز ICE دریافت کردم.” یک ساعت و نیم بعد، دو مورد دیگر نیز رسیدند.
امروز ۶۶۰۰۰ نفر در مراکز ICE نگهداری میشوند – که بالاترین میزان در تاریخ است. دولت ترامپ ۴۵ میلیارد دلار برای گسترش سیستم بازداشت درخواست کرده است. دستگیریها با نرخ ۱۱۰۰ نفر در روز رخ میدهد.
ساختاری بدون نظارت
در ماه مارس، دولت ترامپ تلاش کرد دو نهاد نظارتی را که شرایط بازداشتگاهها را رصد میکردند و شکایات بازداشتشدگان را بررسی میکردند، لغو کند. تحت فشار، این تصمیم لغو شد، اما مدافعان مهاجران استدلال میکنند که نظارت مؤثر به طرز چشمگیری تضعیف شده است و شرایط در مراکز همچنان رو به وخامت است.
شباهتهای تاریخی اجتنابناپذیر است. اشتازی در آلمان شرقی، گشتاپو در آلمان نازی و انکیویدی در اتحاد جماهیر شوروی – همه این آژانسها یک چیز مشترک داشتند: آنها خارج از بررسی قضایی عمل میکردند. تصمیمات آنها قابل تجدیدنظر نبود. آنها قدرت “بازداشت پیشگیرانه” را داشتند.
ICE de facto نیز همین اختیارات را دارد. این آژانس دستگیریهای گسترده را بدون حکم انجام میدهد. در شیکاگو، یک قاضی فدرال دستور آزادی ۶۰۰ نفر را که به این روش دستگیر شده بودند، صادر کرد. در واشنگتن، دادگاهی نیز پس از موجی از بازداشتها، دستگیریهای بدون حکم را متوقف کرد.
اما دستگیریها ادامه دارد.
ابیگیل جکسون، سخنگوی کاخ سفید، گفت: «با وجود تعداد بیسابقهای از چالشهای حقوقی و احکام غیرقانونی دادگاههای بدوی، دستگیریها و اخراجها ادامه خواهد یافت.»
«تئاتر پاک»
خوزه پانیاگوا کالدرون در جریان دستگیریاش در ونکوور، واشنگتن، در حالی که یک خودروی شاسیبلند نقرهای ICE از روی پاهایش رد میشد، از درد فریاد میزد. ویدیوی تلفنهای شاهدان نشان میدهد که این خودرو در حالی که او روی زمین افتاده بود، از روی اندامهایش رد شده است.
خانوادهاش ادعا میکنند که مأموران از رسیدگی پزشکی به او خودداری کرده و او را مجبور به سوار شدن به خودرو کردهاند.
پاسخ تریشیا مکلافلین، سخنگوی وزارت امنیت داخلی، به شرح زیر بود: «پس از دستبند زدن توسط مأموران ICE، پانیاگوا نمایشی در حد اسکار اجرا کرد و در حالی که مأموران به سادگی ماشینش را از جاده خارج میکردند، به طرز چشمگیری فریاد میزد.
او بلافاصله پس از آن به طور عادی راه رفت و معاینه پزشکی کامل، از جمله عکسبرداری با اشعه ایکس، انجام داد که هیچ شکستگی، دررفتگی یا جراحتی را نشان نداد. صحنهسازی محض. هیچ جراحتی.»
این یک بیانیه رسمی بود و از طرف یک سازمان دولتی صادر شد.
مورد دیگر: ویلمر تولدو-مارتینز، ساکن ونکوور که در سن ۱۵ سالگی به ایالات متحده آمد و با یک شهروند آمریکایی ازدواج کرده بود. سناتور پتی موری دستگیری او را «حملهای وحشیانه و غیرقابل توجیه» خواند.
به گفته او، یک سگ بویاب ICE به سمت تولدو-مارتینز رها شد، اگرچه او هیچ مقاومتی یا تلاشی برای فرار نکرد. او حتی برای ساعتها از مراقبتهای پزشکی اولیه نیز محروم شد.