
مولوی عبدالحمید گرامی، از نگاه اهل سنت معاویه با مرتدین سکولار قابل مقایسه نیست و فتنه، جنگ شهری و جنگافروزی جبهه ی آمریکا و رژیم صهیونیستی اعتراض نیست و مفسد فی الارض زندانی سیاسی نیست (1)
کاتب: محمد اسامه
امروز مولوی عبدالحمید در خطبه ی نماز جمعه ( 16 دی 1404ش) اهل سنت زاهدان باز با نادیده گرفتن آنچه از آشوب و جنگ شهری خائنین به دین و وطن در ایران اتفاق افتاده بدون مراجعه به منهج اهل سنت و جماعت و ادله الفقه مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله و با شعار دادن و کلی گوئی های همیشگی اش سخنانی گفت که برای اهل سنت و جماعت بسیار قابل تامل و عبرت است تا با نفوذ نرم اسلامی آمریکائی – صهیونی جدید در بین خود پی ببرند.
مولوی عبدالحمید در بخشی از سخنان خودش در این نماز جمعه و در راستای شعارهای جبهه ی آشوب طلبان فتنه گر دی ماه 1404ش و با استناد به سخنان حسن بن علی در مورد حاکمیت و واگذاری آن به معاویه به مخاطب خود چنین رساند که به جای کشتن این آشوب طلبان مجری جنگ شهری بهتر است حاکمیت به آنها واگذار شود، دقیقاً همان سخنی که امروز 27 دی 1404ش ترامپ در مورد رهبر دارالاسلام ایران نشخوار کرد.
در اینجا از مولوی عبدالحمید باید پرسید طرف حسن بن علی که حاکمیت را به آن واگذار کرد مسلمان بود یا مرتد؟
چون کسانی که هم اکنون در برابر دارالاسلام ایران و رهبریت آن جبهه گرفته اند متشکل از کفار محارب و اشغالگر خارجی اصلی به رهبری آمریکا و صهیونیستها و مرتدین سکولار محلی است و آن شخصی هم که در شعارهای اکثر خائنین و مزدوران و جبهه ی همسو با این کفار محارب و اشغالگر خارجی به عنوان آلترناتیو و جایگزین معرفی شده بود ربع پهلوی، شخصی سکولار و مرتد است؛ هر چند سایر گزینه های این جبهه ی متشکل از کفار اصلی و مرتدین سکولار محلی هم همگی جزو مرتدین سکولار هستند و همگی برای تشکیل حاکمیتی سکولار و ارتدادی و تشکیل دارالکفری طاری سکولار تلاش می کنند.
حالا سوال را مجدداً متوجه مولوی عبدالحمید می کنیم، معاویه با ربع پهلوی و سازمان رجوی و رهبران کومله ها و دمکراتها و سایر احزاب سکولار و مرتدی که وجود دارند یکی است؟
بعد از کنار رفتن معترضین مسالمت آمیز به مشکلات نوسانات قیمت ارز و بازار و مشکلات معیشتی و اقتصادی زمانی که این آشوب طلبان مجری جنگ شهری به خیابانها آمده بودند و آنهمه توحش و جنایت از خود نشان دادند در هیچ یک از شعارهای آنها بوئی از رفع مشکلات اقتصادی و معیشتی وجود نداشت و علاوه بر آن برای خود رهبرانی را شعار می دادند، مولوی گرامی تو بگو از میان این رهبرانی که این اغتشاشگران آشوب طلب فتنه گر می خواستند کدام یک همچون معاویه بودند تا اگر حالت ضرورت و اضطراری شبیه به آنچه در زمان حسن بن علی پیش آمد، حسن بن علی هم حاکمیت را به او تحویل دهد؟
این سوالی است که با پرهیز از کلی گوئی و شعاردادنهای عوامفریبانه باید توسط مولوی عبدالحمید جواب داده شود تا متوجه شویم که چه قیاس باطلی از نگاه اهل سنت و جماعت انجام داده؟
نکته ی دیگر در قیاس معاویه و حاکمیت او با آنچه آشوب طلب های موجود در جبهه ی آمریکا و صهیونیستهای کافر محارب می خواستند وجود دارد اینکه، تمام این اغتشاشگران میان شیعه ها جزو سکولاریستها و از نگاه مذهب اهل سنت و جماعت جزو مرتدین بودند که از حمایت کفار محارب و اشغالگر خارجی جهت ضربه زدن و حتی نابودی دارالاسلام برخوردار می شدند و حتی به آنها خط داده می شد؛ حالا مولوی عبدالحمید پاسخ دهد که حاکمیت اسلامی در برابر جبهه ی متشکل از کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین و مزدوران داخلی باید از خود مقاومت نشان دهد و از مومنین و دارالاسلام حمایت کند یا اینکه تسلیم شود و حاکمیت را به خاطر پرهیز از درگیری با این جبهه، تحویل کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی دهد؟
منتظر پاسخی شرعی و مستدل بر منهج اهل سنت و جماعت از طرف مولوی عبدالحمید و مناصرین او در شبکه های کلمه و… هستیم که با آب و تاب این زمینه سازی و عادی سازی جهت حرکت به سوی ارتداد به دین سکولاریسم را در میان اهل سنت و جماعت را ترویج می دهند.
همین برای حنفی ها و شافعی های ایران و سایر مذاهب معروف به اهل سنت و جماعت کافی است تا بدانند اسلام آمریکائی – صهیونی جدید چگونه به صورت نرم نه تنها با آیات و احادیث و ادله الفقه مذاهب اسلامی بازی می کنند بلکه تاریخ را نیز به دلیل جهالت مخاطبین خود به تمسخر و بازی گرفته اند.