دارالاسلام نزد مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله و آنچه اغتشاشگران سکولار و مرتد ایرانی می خواستند

دارالاسلام نزد مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله و آنچه اغتشاشگران سکولار و مرتد ایرانی می خواستند

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

فقهای حفی مذهب همچون سایر مذاهب شافعی، مالکی و حنبلی دارالاسلام را با سه معیار اصلی سنجیده‌اند:

  1.  حاکمیت احکام اسلام در قانون‌گذاری و قضا
  2. غلبه ی امنیتی مسلمانان و عدم سلطه ی کفار
  3. مرجعیت نهایی شریعت در منازعات عمومی

بر همین اساس السرخسی حنفی مذهب رحمه الله  از بزرگان این مذهب چون ابویوسف و محمد شیبانی رحمهما الله نقل می کند که دار الاسلام یعنی: هر جائی که در آن حکم اسلام حاکم باشد «وَكُلُّ مَوْضِعٍ كَانَ الظَّاهِرُ فِيهِ حُكْمُ الْإِسْلَامِ[1]  السرخسی رحمه الله  در جای دیگری می گوید: و سرزمینی با اجرای احکام و قوانین اسلامی تبدیل می شود به «دارالمسلمین» سرزمین مسلمین   [2].

الکساني رحمه الله  نیز می گوید: هر «دار» يا به اسلام مضاف می گردد يا به كفر، و دار به اسلام اضافه می شود هنگامی كه در آن احکام اسلام تطبيق شود، و به كفر اضافه می شود هنگامی كه در آن احکام كفر تطبيق شود،…  زيرا ظهور اسلام و يا كفربخاطر ظهور احکامشان است . [3]

ابن عابدين حنفی مذهب می گوید: دارالحرب تبدیل به دارالاسلام می شود با اجراء کردن احکام اسلامی در آن.  [4]

الكاساني در “بدائع الصّنائع” می گوید: در بین اصحاب ما (یعنی در بین حنفی مذهبها) در اینکه دارالکفر با مسلط شدن احکام اسلام تبدیل به دارالاسلام می شود اختلافی وجود ندارد.[5]

به این شکل دارالاسلام شدن سرزمینی با ظهور و اجرای حکم اسلام است، نه با نام، شعار یا ترکیب جمعیتی.

حاکمیت در اسلام به‌معنای مرجع نهایی تصمیم است، نه صرف اجرای گزینشی احکام.

الله جل جلاله می‌فرماید: إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ (یوسف/ ۴۰) حکم و قانون تنها متعلق به الله است و بس.

فقهای مذهب امام اعظم رحمه الله مثل سایر فقهای مذاهب اسلامی تصریح کرده‌اند:

 اگر قانون اساسی و تصمیم نهایی از غیر شریعت باشد حتی با حضور نماز و شعائر، حاکمیت اسلامی تحقق نیافته است و سرزمین تبدیل به دارالاسلام نمی شود.

در این صورت جایی که شریعت الله تنها مرجع قوانین حاکم بر جامعه است و حاکمیت به آن بازگشته در این صورت دارالاسلام برقرار است، هرچند نقص اجرایی وجود داشته باشد.

اما جایی که قانون اساسی حاکم بر جامعه و تصمیم نهایی قانون شریعت الله نباشد و بر اساس سکولاریسم یا هر قانون بشری و کفری دیگری باشد در این صورت عنوان دارالاسلام بر سرزمینی اطلاق نمی شود.

این تمایز، تمایز اصلی و ساختاری است، نه تبلیغاتی.

با این توضیحات شما با چشم سر و گوش خود اعمال و شعارهای اغتشاشگران سکولار ایرانی را دیدید و متوجه شدیم که این اغتشاشگران نه تنها قوانین شریعت الله را نمی خواهند بلکه دشمنان شریعت الله و توهین کنندگان و فحاشان به مقدسات اسلامی و نابودگران مساجد و مراکز اسلامی نیز هستند.

پس، این اغتشاشگران سکولار ربطی به اسلام ندارند و جامعه ی مورد نظر آنها هم دارالکفری طاری است که همچون جوامع کفری سکولاریستی غربی و شرقی، قوانین شریعت الله در آن هیچ جایگاه و ارزشی ندارد.


[1]فَكُلُّ مَوْضِعٍ ظَهَرَ فِيهِ حُكْمُ الشِّرْكِ فَالْقُوَّةُ فِي ذَلِكَ الْمَوْضِعِ لِلْمُشْرِكِينَ فَكَانَتْ دَارَ حَرْبٍ، وَكُلُّ مَوْضِعٍ كَانَ الظَّاهِرُ فِيهِ حُكْمُ الْإِسْلَامِ فَالْقُوَّةُ فِيهِ لِلْمُسْلِمِينَ / ( المبسوط 12-258) همچنین نگاه کنید به : “المبسوط” (10/114)، و”بدائع الصنائع” للكاساني (7/ 130)، و”المعتمد” لأبي يعلى (267)، و”الآداب الشرعية” لابن مفلح (1/212)این مذهب حنفی هاست. /

[2] (السیر الکبیر 5/2197) / والدار تصیر دارالمسلمین بإجراء أحکام الإسلام

[3]  (بدائع الصنائع للکاسانی 9/4375)/ إن كل دار مضافة إما إلی الإسلام وإما إلی الکفر، وإنما تضاف الدار إلی الإسلام إذا طُبقت فيها أحکامه، وتضاف إلی الکفر إذا طبقت فيها أحکامه، كما تقول الجنة دارالسلام والنار دار البوار، لوجود السلامة فی الجنة والبوار فی النار، ولْن ظهور الإسلام أو الکفر بظهور أحکامهما

[4] الدر المحتار 4/ 356 ) / ودار الحرب تصير دار الإسلام بإجراء أحكام أهل الإسلام فيها»

[5] “لا خلافَ بين أصحابنا في أنّ دارَ الكفر تصير دارَ إسلامٍ بظهور أحكامِ الإسلام فيها”.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *