نمایش مضحک «شریعت‌خواهی» مولوی های درباری در حاکمیت سکولار و دست شنانده ی  پاکستان

نمایش مضحک «شریعت‌خواهی» مولوی های درباری در حاکمیت سکولار و دست شنانده ی  پاکستان

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

بار دیگر ملاها و مفتی‌های درباریِ وابسته به احزاب به‌اصطلاح اسلامی در پاکستان، در یک کنفرانس مطبوعاتی جمع شده‌اند و با ژست دلسوزی برای دین، از «تطبیق شریعت» سخن می‌گویند؛ آن‌هم در کشوری که از اساس، بر شالوده‌ی سکولاریسم و استعمار انگلیس بنا شده و تا امروز نوکر سیاسی و امنیتی امریکا باقی مانده است.

این افراد ـ از جمله مولانا فضل‌الرحمن و مفتیان حکومتی ـ نه علماى امت، بلکه کارگزاران دینیِ نظام کفرسکولاریستی هستند؛ کسانی که دهه‌هاست در کنار ارتش سکولار، سیاست‌مداران فاسد سکولار و سفارت‌خانه‌های کفار سکولار خارجی زیسته‌اند، اما امروز که حکومت دست‌نشانده‌ی پاکستان دچار بحران مشروعیت و فروپاشی سیاسی شده، ناگهان یاد «شریعت الله» افتاده‌اند.

این شریعت خواهی  به‌عنوان ابزار نجات حکومتی است که بر اساس کفر سکولاریسم اداره می شود  و تلاشی حساب‌شده برای نجات نظام فروپاشیده سکولاریستی است.

وقتی مردم مسلمان پاکستان حکومت را فاسد می‌دانند و نظام سیاسی را وابسته می‌شمارند و ارتش را عامل سرکوب و خیانت می‌بینند، این ملاهای درباری به میدان فرستاده می‌شوند تا با شعار دین، خشم امت را مهار و عمر حکومت سکولار را تمدید کنند.

در سخنان این مجریان جنگ روانی تناقض آشکار وجود دارد، چگونه در دارالکفر پاکستان ـ با قانون سکولار انگلیسی، بانک ربوی، ارتش وابسته، سیاست خارجی امریکایی و حاکمیت طاغوت ـ می‌خواهید شریعت اجرا کنید؟

آیا این علما نمی‌دانند: که شریعت با قانون اساسی سکولاریستی و استعمار جمع نمی‌شود؟ که شریعت با اطاعت از امریکا و انگلیس سازگار نیست؟ که شریعت زیر سایه‌ی ارتش مزدور، فقط دکور سیاسی است؟

یا می‌دانند، اما عامدانه دروغ می‌گویند؟

تشکیل پاکستان نه «پیروزی اسلامی»، بلکه دسیسه‌ی انگلیس برای شکستن قدرت مسلمانان در شبه‌قاره بود؛ تقسیمی که مسلمانان را پراکنده کرد و آنان را در دولت‌های ضعیف و وابسته زندانی ساخت و راه سلطه‌ی دائمی غرب را هموار نمود.

پاکستان از روز اول: نه دارالاسلام بود، نه مستقل، نه حاکم به شریعت بلکه پایگاه منافع استعمار در منطقه شد.

مولوی فضل‌الرحمن هم نماد نسلی از روحانی‌نماهاست که دین را نردبان قدرت کردند و با هر حکومت فاسدی بیعت نمودند و هرگز صادقانه در کنار امت نایستادند.

او نه نماینده‌ی اسلام است و نه سخنگوی مسلمانان بلکه سپر دینی نظام کفر است.

پسشریعت با کنفرانس مطبوعاتی اجرا نمی‌شود و شریعت با علماى درباری برپا نمی‌گردد.

شریعت در نظامی که ریشه‌اش استعمار است، فقط یک فریب بزرگ است.

امت مسلمان باید بداند: بزرگ‌ترین ضربه به اسلام نه از دشمنان آشکار بلکه از ملاهای فروخته‌شده وارد می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *