
توهم همسویی کردن جامعهٔ بلوچستان با مرتدین سکولار ایرانی در لباس جیش العدل جدید از نگاه سید قطب تقبله الله (1)
کاتب: خالد سیف الله المسلول
جیش العدل هم اکنون نیز با احتیاط با لباس و نقاب جدیدش تحت عنوان «جبهه ی مبارزین مردمی» برخورد می کند. در واقع احساس می شود که جیش العدل با این لباس جدید در حال آزمایش جامعه است و چنانچه احساس کرد این لباس جدید هم نمی تواند باعث جذب افراد شود و حتی تنفر بیشتر را در میان مسلمین اهل سنت و جماعت بلوچ ایجاد می کند فوراً اعلام می کند من تنها یکی از اعضای این جبهه بودم و من همیشه مستقل هستم و منهج و فکر و …. من جداست و دهها بهانه ی آماده ی دیگری که تمام گروههای از این دست در تمام سرزمینهای اسلامی داشته اند و به صورت تکراری به مردم عوام تحویل داده اند.
به همین دلیل است با وجود آنکه نماد پرچم جدید را بر لباس افراد گروهش چسبانده و مطالب رسانه ی رسمی «جبهه ی مبارزین مردمی» را در رسانه ی رسمی خودش بازنشر می کند اما رسانه ی رسمی جیش العدل همانهائی است که سابق بود و با رسانه ی «جبهه ی مبارزین مردمی» یکی نشده است. و این باز گذاشتن یک راه فرار یا همان نفاق است که دارودسته ی منافقین چند چهره به آن مشهورند.
در مورد همسوئی کردن جامعه ی بلوچستان، گروه جیش العدل جدید با لباس جدیدش بیانیه یا صادر کرده که در آن تماماً از ادبیات سکولاریستی استفاده شده است و از آنچه که مومنین را دور هم جمع می کند کلاً دوری شده است.
آنچه که مومنین را دور هم جمع می کند و به آنها هویت می دهد تنها «عقیده ی اسلامی» است که از کانال قرآن و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم به ما رسیده است و در این راه هم رسول الله صلی الله علیه وسلم الگوی ماست و ما از او الگو برداری می کنیم؛ بر همین مبنا است که الله جل جلاله در طول تمام تاریخ حضور انسان بر روی زمین اسم ما را گذاشته «مسلمان» و می فرماید:
هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمینَ مِن قَبْلُ وَفِی هَذَا لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیداً عَلَیْکُمْ وَتَکُونُوا شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ (حج/78) خدا شما را قبلاً ( در کتابهای پیشین ) و در این ( واپسین کتاب ) مسلمین نامیده است ( و افتخار تسلیم در برابر فرمانهای الهی را به شما داده است و شما را الگو و اسوه حسنه ملّتهای دیگر کرده است ) تا پیغمبر ( با شهادت عملی خود ) گواه بر شما باشد ( و در روز قیامت رفتار و کردارش مقیاس سنجش اعمال شما مسلمانان گردد ) و شما هم ( با شهادت عملی خود ) گواه بر مردمان باشید ( و رفتار و کردارتان به عنوان امت نمونه ، محکّ سنجش اعمال سایرین ، و الگوی بارز خداپرستان راستین گردد ) .
سید قطب تقبله الله در کتاب نشانه های راه می گوید: اسلام آمد تا انسان را به سوی پروردگارش بازگرداند، و تا این سلطه [سلطهی الهی] را به تنها قدرتی بدل سازد که انسان معیارها و ارزشهایش را از آن میگیرد، همانگونه که وجود و حیاتش را از آن گرفته است.
اجازه دهید در این زمینه از خودتان بپرسید که جیش العدل با این لباس و شعارات جدیدش که خواهان هم جبهه یا شدن با دهها حزب و گروه مرتد و سکولار میان شیعیان و اهل سنت ایران است برای حاکمیتی تلاش می کند که این قدرت حکومتی تمام معیارها و ارزشهایش از الله و قوانین شریعت الله می گیرد؟ یا از مشترکات بین مرتدین سکولار و مسلمین و در نهایت قوانین کفری و ارتدادی سکولاریستی؟
سید قطب تقبله الله به عنوان یک راهنمائی به ما یادآوری می کند و توضیح می دهد که:اسلام آمد تا مقرر سازد که تنها یک پیوند وجود دارد که مردم را در راه خدا به هم متصل میکند و هرگاه این پیوند گسسته شود، دیگر هیچ ارتباط و مودتی باقی نمیماند:
لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ (المجادلة/ ۲۲) قومی را نمییابی که به الله و روز قیامت ایمان داشته باشند، و همزمان با کسانی که با الله و رسولش دشمنی میورزند، دوستی کنند، هرچند که پدرانشان، یا پسرانشان، یا برادرانشان، یا قبیلهشان باشند.
زمانی که الله جل جلاله تنها ایمان به الله و قوانین شریعت الله را معیار برای انتخاب ارزشها و جهانبینی و تعامل با سایر انسانها قرار داده است و جائی برای قومیت و نژاد حتی در حد پدر و برادر و پسر و قبیله باقی نگذاشته است که مخالف با قوانین شریعت الله بوده و صف خود را جدا کرده و در حال جنگ با قوانین شریعت الله باشند، چگونه جیش العدل با مرتدین سکولار میان شیعیان که اکثریت مطلق اپوزیسیون مخالف ایران با قومیتهای مختلف هستند و با مرتدین سکولار میان اهل سنت که آنها نیز از قومیتهای مختلف و ضد اسلام تشکیل شده اند متحد می شود؟
معیار جیش العدل در اتحاد با مرتدین سکولار آنهم بر علیه حاکمیت شیعه که از نگاه خود آنها وتمام اهل سنت و جماعت مسلمان هستند اما از نگاه عده ای دارای ظلمها و نارسائی های اجرائی و مفاسدی در میان مسئولین حکومتی هستند، چیست؟
چگونه ممکن است یک مسلمان در پناه آمریکا که سید قطب تقبله الله آنرا «شیطان بزرگ» نامید و اهل دعوت و جهاد معاصر آنرا «سر افعی» نامیده اند در ایالت بلوچستان پاکستان به صورت مسالمت آمیز قرار گیرد و با تمام احزاب مرتد همسو با آمریکا بر علیه یک مسلمان هر چند فاجر هم باشد جهت تشکیل حاکمیتی ارتدادی سکولار «هم جبهه ای» می شود و باز خودش را مسلمان می نامد؟