
اسلامِ آمریکایی جیش العدل جدید و قدیم؛ دجّالِ عصر کنونی بلوچها
کاتب: محمد اسامه
جیش العدل که با نام و لباس جدید «جبهه مبارزین مردمی» آخرین ته مانده های ظاهری اسلامی را نیز از خودش دور کرد و بخشی از اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی شد که خواهان حاکمیتی سکولار و ارتدادی برای ایران است باز به دلیل پایبندی بلوچهای حنفی مذهب به اسلام و شعارهای اسلامی هنوز در بسیاری از رسانه هایش از عبارات و اصطلاحات اسلامی استفاده می کند.
در اینجا این خیانتِ تاریخی دینفروشان در لباس دیانت که توسط جیش العدل و در میان بلوچها دوباره سربرآورده مهم نیست با چه عبارات و اصطلاحاتی کار خود را به پیش می برد مهم این است که خروجی و نتیجه و هدف نهائی آن به نفع کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی تمام می شود.
بله، درست متوجه شده اید، در امروز و در یکدو قرن اخیر، امت اسلامی گرفتار پدیدهای خطرناک و فریبنده شده است؛ پدیدهای که نه با شمشیر، بلکه با تحریفمفاهیم و اصطلاحات دین به دین و مسلمین ضربه میزند؛ نه با اعلان کفر، بلکه با نام اسلام. این پدیده همان است که علمائی چون سید قطب رحمه الله از آن به «اسلام آمریکایی» یاد کردهاند؛ و امروزه تحت عنوان «اسلام آمریکائی – صهیونی جدید» از آن یاد می شود؛ اسلامی که در ظاهر آیات و احادیث را بر زبان دارد، اما در باطن، مطیع سیاستهای آمریکا، صهیونیسم و نظام سکولار جهانی است و خروجی تمام فعالیتهایش نیز به نفع آمریکا و صهیونیستها و سایر کفار اشغالگر جهانی و مرتدین محلی تمام می شود.
البته این برای مومنین تازگی ندارد بلکه در طول تاریخ اسلام، همواره در کنار دشمنان آشکار، گروهی خطرناکتر حضور داشتهاند: خائنان داخلی که تحت عنوان دارودسته ی منافقین از آنها یاد می شود و الله جل جلاله از آنها تحت عنوان «دشمن» از آنها نا می برد و می فرماید: هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ ۚ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ ۖ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ (منافقون/4) اینان دشمن به شمار می روند؛ از آنان بپرهیز؛ خدا آنان را بکشد؛ چگونه [با دیدن این همه دلایل روشن، از حق به باطل] برگردانده میشوند ( و منحرف میگردند ؟ ! ) .
سامری یکی از همینها بود که با نام دین، قوم تازه نجات یافته ی موسی را به گوسالهپرستی کشاند، پولس و احبار درباری میان مسیحیت بودند که دین را ابزار دست حکام و به بردگی کشاندن مردم کردند و در تاریخ اسلام نیز افرادی چون عبدالله ابن ابی و عبدالله بن سباء زیاد بوده اند که با سوء استفاده از احساسات مومنین و با بازی با مفاهیم شرعی و آیات و احادیث و فقه اسلامی فتنه هائی چون فتنه زمان عثمان و علی رضی الله عنهما برای مسلمین درست کنند.
قبلا در میان بلوچها دجالانی پیدا شدند و فرقه ای چون «ذکری» ها را با کتاب و برنامه ای جدید به جای شریعت الله به وجود آوردند به نحوی که کلاً از اسلام بریده شدند و امروز و امروز، همین جریان با نامی نو تحت عنوان حاکمیت سکولار و سکولاریسم اما با ماهیتی کهنه بازگشته توسط گروههایی چون جیش العدل به میان بلوچها است همچنانکه در میان تمام قومیتهای مسلمان این موجودات وجود داشته و دارند.
پس این دجّالِ سکولار و هم جبهه ی با مرتدین سکولار ایرانی با چهره ی مذهبی در میان بلوچها ظاهر شده است و نباید تصور کرد این دجّالِ عصر ما شاخ و چشم عجیب دارد؛ بلکه عمامه بر سر دارد، تسبیح در دست، و واژههای «عدالت» و «میانه روی»، «همزیستی»، «سازش» و «مصلحت» و… بر زبان دارد.
می بینیم اگر امثال سرخوش و حبیب سربازی به صراحت سکولاریسم و ارتداد خود را اعلام می کنند اما امثال جیش العدل با لباسی جدید در لباس مُلا، مولوی، آخوند، شیخ ظاهر میشود،اما مأموریتش یکی است و آنهم تضعیف ایمان مسلمانان و عادیسازی کفر سکولاریسم و سازش با آمریکا و سیاستهایش و خدمت به پروژه های آمریکا و صهیونیستها و شرکای آنها در منطقه و خرج کردن بلوچهای اهل سنت در این راه.
بدون شک خطر این خیانت جیش العدل در لباس جدید و قدیمش از کفر آشکار امثال سرخوش و سربازی و سایر کفار آشکار خطرناکتر است، چون ایمان مومنین را از درون تهی میکند و حق را با باطل میآمیزد و بلوچهای اهل سنت و جماعت را بیسلاحِ عقیده رها میسازد.
آیا این همان دجّال معاصر برای بلوچهای اهل سنت نیست؟ چرا هست؛ آنهم در نه در قالب یک فرد، بلکه در قالب یک جریان جهانی تحت عنوان اسلام آمریکائی – صهیونی جدید که مأمور شده تا امت اسلامی را پیش از نبرد، از درون تسلیم کند.
پس همیشه به یاد داشته باشیم که حق و اهل سنت و جماعت با شعار و ریش و عمامه سنجیده نمیشود؛ بلکه با موضع و جبهه و ایستگاهی که در آن قرار گرفته است سنجیده میشود.
هم اکنون جیش العدل با لباس جدیدش در جبهه ی مرتدین سکولار ایرانی و ارباب همه ی آنها یعنی آمریکا قرار گرفته است. پس فریب نخورید.