آنچه باعث بی ارزش شدن بخشهایی از سخنان «مهند حقانی» در میان بلوچها شده است

آنچه باعث بی ارزش شدن بخشهایی از سخنان «مهند حقانی» در میان بلوچها شده است

کاتب: براهندک بلوچ

الله جل جلاله می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ ۖ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (مائده:8) ‏ای مؤمنان ! بر ادای واجبات خدا مواظبت داشته باشید و از روی دادگری گواهی دهید ، و دشمنانگی قومی شما را بر آن ندارد که ( با ایشان ) دادگری نکنید . دادگری کنید که دادگری ( به ویژه با دشمنان ) به پرهیزگاری نزدیکتر ( و کوتاه‌ترین راه به تقوا و بهترین وسیله برای دوری از خشم خدا ) است . از خدا بترسید که خدا آگاه از هر آن چیزی است که انجام می‌دهید .‏

آنچه باعث بی ارزش شدن بخشهایی از مطالب مهند حقانی نزد بلوچهای اهل سنت شده است دوری این شخص از انصاف و عدالت و حتی تحریف حقایق تاریخی به خاطر دشمنانگی با شیعیان 12 امامی حاکم بر ایران است.

اگر تمام قرآن و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم را نگاه کنید حتی یک دروغ در مورد شیطان وجود ندارد چه رسد به پیروانش این یعنی اسلام برای اثبات حقانیت خود نیازی به دروغ و تحریف حقایق ندارد بلکه دروغ بافتن و تحریف حقایق کار انسانهای ضعیف است.

مهند حقانی با ذکر توطئه ای که توسط آتاتورک و بر اساس تفکرات سکولاریسم و نژاد پرستی بر علیه حاکمیت عثمانی به وجود آمد و با ربط دادن سرمچاران بلوچ به این توطئه حقایق مهمی در جایی می گوید: «تقدیس وطن، ملی گرایی و قهرمانان پوشالی، دسیسه های غرب هستند که بعد از فروپاشی خلافت عظیم عثمانی بذر آنها را در بلاد اسلامی و عقل و اندیشه امت اسلامی کاشتند!» با آنکه حاکمیت عثمانی ها خلافت نبود بلکه شاهیگری بود اما در کل این یک حقیقت است که مهند آنرا بیان می کند.

یا مهند زمانی که در پاسخ به عقیل هاشمی مجری شبکه کلمه می گوید: «مجاهدین افغانستان که پوزه بزرگترین پیمان جهانی را به خاک ذلت نشانده و موفق به اقامه نظام اسلامی شدند آیا به برابری قدرت رسیده بودند؟» در برابر این سرباز بخش جنگ روانی دشمنان مهند به حقیقتی واضح اشاره می کند

یا باز زمانی که از به شهادت رساندن علماء، بزرگان و فرماندهان اسلامی توسط فرقه نجدی دوله (داعش) می گوید: «هنوز زخم های بلاد شام و عراق بر پیکره امت اسلامی التیام پیدا نکرده است که می خواهند افغانستان عزیز را هم به خاک و خون بکشانند» باز حقیقتی غیر قابل کتمان را می گوید

اما زمانی که می خواهد در مورد شیعه و حاکمییت شیعیان 12 امامی بر ایران وارد بحث شود انگار با یک مهند دغل باز تحریفگری طرفیم که بویی از انصاف و عدالت نبرده است.

در این زمینه این شخص اولین خیانتی که نسبت به مخاطبین خود مرتکب می شود این است که شیعیان غلاة (مثل حیدری های اسماعیلی و قرمطی ها و… را که توسط شیعیان 12 امامی تکفیر شده اند) را با شیعیان 12 امامی یکی می گیرد و با چماق شیعیان غلاة به شیعیان 12 امامی حمله می کند.

یعنی با آوردن اسناد و مدارکی معتبر به توصیف شیعیان غلاة می پردازد اما در نهایت با این نگرش به قضاوت در مورد شیعیان 12 امامی می پردازد و حکمی که متعلق به  شیعیان غلاة است را بر شیعیان 12 امامی تحمیل می کند.

این کار مثل کار کسانی است که بیایند در مورد ذکری های بلوچ با مدارک معتبر به ذکر عقاید و جنایات آنها در بلوچستان بپردازند و در نهایت بگویند تمام بلوچهای حنفی اینگونه اند چون ذکری ها از دل بلوچهای حنفی بیرون آمده اند!

یا در مورد بریلوی ها و قادیانی ها و سیفی های میان حنفی ها واقعیاتی گفته شود و بعد بر اساس این واقعیتها بگویند کل حنفی ها اینگونه اند و کار را به مرحله تکفیر و… بکشانند.

این دغل بازی و عین خیانت است. مصیبتی که مهند در آن افتاده است و باعث شده است عقلای بلوچ که تحقیقاتی دارند با بدگمانی و بی ارزش به مطالب ایشان نگاه کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *