
دعوت مولوی نقشبندی، دعوت به آب، علف، چراگاه و خاک؛ بهای آزادی یا بهای جهنم؟
کاتب: براهندک بلوچ
سید قطب تقبله الله عامل تمایز بین جامعه ی جاهلی با جامعه ی اسلامی را «عقیده» معرفی می کند و می گوید: حیوانات را آب و علف و چراگاه و زمین دور هم جمع می کند اما انسانها و بخصوص مومنین را عقاید آنها دور هم جمع می کند.
مولوی نقشبندی که پس از آن فاجعه ای که به بار آورد و پس از آن آبروریزی که برای قوم بلوچ در تاریخ به ثبت رساند و جهت فرار از پاسخگوئی در برابر شریعت و مردم فراری شده است در تازه ترین سخنان خود بهای آزادی را جنگ در راه علف و خاک و چراگاه و حرکت در مسیر حیوانیت معرفی کرده است. دقیقا همان کاری که ناسیونالیستهای ملی گرائی چون سربازی و دیگران انجام می دهند اما با ادبیاتی شبه اسلامی .
از ابوموسی رضی الله عنه روایت است می گوید که :
از رسول الله صلى الله عليه وسلم درباره ی مردی پرسيده شد که از روی شجاعت، از روی تعصب (برای قومیت یا خاک) يا از روی ريا و خودنمايی می جنگد. اینکه کدام يک در راه الله است؟ فرمود: «مَنْ قَاتَلَ لِتَكُونَ كَلِمَةُ الله هِيَ الْعُلْيَا، فَهُوَ فِي سَبِيلِ الله» «کسی که برای اعلای کلمه ی الله (و سرافرازی و اجرای قوانین دينش) بجنگد او در راه الله است».( البخاري 123 / مسلم 1904)
پس بهای آزادی دنیا و قیامت جهاد در راه قانون شریعت الله است نه در راه خاک و علف و عصبیت و جاهلیت.
دین الله هم به مومنین امر می کند که از گروههای متفرق دوری شود و هر کسی که به سوی این گروههای متفرق دعوت دعوتگر به سوی آتش جهنم و دعوتگر به سوی «قتال الفتنه» است.
رسول الله صلی الله علیه و سلم در پاسخ به سوال حذیفه رضی الله عنه می فرماید: دُعَاةٌ علَى أبْوَابِ جَهَنَّمَ، مَن أجَابَهُمْ إلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا، بله، دعوتگراني هستند كه بر دروازه هاي جهنم قرار دارندهركس دعوت آن ها را بپذيرد او را در آن مي اندازند؛ عرض كردم: اي رسول الله، آن ها را براي مان توصيف نماييد؟ فرمود: هُمْ مِن جِلْدَتِنَا، ويَتَكَلَّمُونَ بأَلْسِنَتِنَا، آن ها از جنس ما هستند و با زبان ما سخن مي گويند (یعنی با نام اسلام و با ادبیات اسلامی و در قالب مبلغ و دعوتگر خود را نشان می دهند)؛ گفتم اگر آن ها را درک نمودم چه دستوري به من مي دهيد؟ فرمود: تَلْزَمُ جَمَاعَةَ الْمُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ، با جماعت مسلمانان و امام شان باش.گفتم: فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ جَمَاعَةٌ وَلَا إِمَامٌ، اگر مسلمانان جماعت و امام نداشتند؟ فرمود: فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الْفِرَقَ كُلَّهَا وَلَوْ أَنْ تَعَضَّ بِأَصْلِ شَجَرَةٍ حَتَّى يُدْرِكَكَ الْمَوْتُ وَأَنْتَ عَلَى ذَلِكَ. در آن صورت از همه ی آن گروه ها و فرقه ها دوري کن اگر شده تنه ی درختي را محکم بگير تا مرگت فرا رسد، و تو بر همان حال باشی(أخرجه البخاري 3606 / ومسلم 1847/ وابن ماجه/ صحيح الجامع 2994) .
امثال مولوی نقشبندی فراری از دادگاه شریع و مردم مجموعه ای از فرقه ها و گروههای متفرقی هستند که با ادبیاتی شبه اسلامی مردم را به سوی جهنم دعوت می دهند چون در دعوت این اشخاص مردم به ناحق کشته می شوند و الله از خون به ناحق ریخته شده گذشت نمی کند حتی اگر شخصی خودش را بکشد.
به همین دلیل است که می بینیم رسول الله صلى الله عليه وسلم می فرماید: لَنْ يَزَالَ الْمُؤْمِنُ فِي فُسْحَةٍ مِنْ دِينِهِ، مَا لَمْ يُصِبْ دَمًا حَرَامًا؛ (بخاری ۶۸۶۲)انسان مومن تا زمانی در دینش از گشایش -و توفیق بهره مندی از بخشایش الله و شفاعت شفاعت کننده ها و پاک شدن گناهان با انجام عمل صالح و غیره – برخوردار است که خون حرامی نریزد. عبدالله بن عمر نیز می گوید: إِنَّ مِنْ وَرَطَاتِ الأُمُورِ، الَّتِي لاَ مَخْرَجَ لِمَنْ أَوْقَعَ نَفْسَهُ فِيهَا، سَفْكَ الدَّمِ الحَرَامِ بِغَيْرِ حِلِّهِ .(بخاری ۶۸۶۳)از مهلکه ها و ورْطه های نابودی انسان که هیچ راه نجاتی از آن نیست ریختن نابجای خونی است که حرام شده است.
پس مولوی نقشبندی در مورد بهای جهنم و عذاب وعده می دهد و دعوتگری است به سوی آتش جهنم.