جنگ تحمیلی کفار محارب آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران تقابل جبهه حق و باطل و کفر و ایمان  

جنگ تحمیلی کفار محارب آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران تقابل جبهه حق و باطل و کفر و ایمان  

کاتب: محمد اسامه

اگر به قرآن کریم و سنتهای ذکر شده در آن نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که تقابل میان حق و باطل یک سنت الهی و تاریخی است. قرآن کریم همواره مؤمنان را به هوشیاری در برابر جریان‌های کفار آشکار و منافقینی که دشمنان داخلی محسوب شده « هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ ۚ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ ۖ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ » (منافقون/4) و این منافقین یا دشمنان داخلی همیشه با دشمنان آشکار اسلام هم‌سو می‌شوند، فراخوانده است.

قرآن کریم به صراحت ماهیت اتحاد میان «کفار اشکار» و «منافقین» را بیان می‌کند و مؤمنان را از پذیرش ولایت و سرسپردگی آنان نهی می‌نماید:

  • نهی از ولایت‌مداری و به سرپرستی گرفتن کفار آشکار: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (مائده/51) ای اهل ایمان! یهود و نصاری را سرپرستان و دوستان خود مگیرید، آنان سرپرستان و دوستان یکدیگرند [و تنها به روابط میان خود وفا دارند]. و هر کس از شما، یهود و نصاری را سرپرست و دوست خود گیرد از زمره آنان است؛ بی تردید خدا گروه ستمکار را هدایت نمی کند.
  •  ماهیت منافقین:

    قرآن کریم منافقین را کسانی می‌داند که ظاهر اسلامی دارند اما در باطن با دشمنان خدا همکاری می‌کنند تا به قدرت‌های کافر آشکار خدمت کنند: بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا * الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۚ أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا (نساء/۱۳۸-۱۳۹) به منافقان بشارت ده که عذابی دردناک دارند؛ همان کسانی که کافران را به جای مؤمنانْ سرپرست و دوست خود می گیرند؛ آیا عزت و قدرت را نزد آنان می طلبند؟ یقیناً همه عزت و قدرت فقط برای خداست.

آنچه امروز در در جنگ تحمیلی کفار محارب آمریکائی – صهیونی و حکام خائن عرب منطقه و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی بر دارالاسلام ایران شاهد آن هستیم، تقابل آشکار کفر و اسلام است و این جنگ تلاشی هماهنگ از سوی آمریکا و صهیونیسم است تا از طریق پایگاه‌های نظامی و بهره‌گیری از جغرافیای سرزمین‌های اسلامی برای محاصره و فشار و نیروهای نیابتی و استفاده از حکام یا گروه‌هایی که با تکیه بر منافع مالی و قدرت، در برابر ملت‌های مسلمان صف‌آرایی کرده‌اند در برابر دارالاسلام ایران است .

دارالاسلام ایرانی که در میان تمام حکومتهای مستقل و رسمی دنیا تنها قدرتی است که آشکارا در برابر آمریکا ابراز وجود نموده و به سمت پایگاهها و هلی کوپتر ها و سایر تجهیزات نظامی او یورش می برد ابراز وجود کرده باشد.

در این راستا آشکارا واضح است که آمریکا و صهیونیستها تلاش می‌کنند با استفاده از ابزارهای بومی و مزدوران مرتد اراده ملت‌های مسلمان را تضعیف کنند.

ضرورت «بصیرت» و «ایستادگی» در برابر این جبهه باطل بر همگان یک فریضه است اما همه باید بدانند که با وجود تمام سختی‌ها و خیانت‌های داخلی، وعده قرآن پیروزی نهایی صالحین است: وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ (انبیاء/ آیه ۱۰۵) ما در «زبور» بعد از ذکر (قرآن) نوشتیم که بندگان شایسته‌ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد.

پس از منظر این جهان‌بینی، جنگ تحمیلی کفار محارب آمریکائی – صهیونی و مرتدین داخلی بر دارالاسلام ایران تنها درگیری‌های جغرافیایی نیستند، بلکه یک «جنگ عقیدتی» میان حق‌طلبان و کفارسلطه‌گر است. در این تقابل، روشنگری نسبت به نقشه‌های آمریکا و صهیونیستها و شناسایی کسانی که در خدمت جبهه ی کفار محارب قرار گرفته‌اند، گام اول برای حفظ هویت و امنیت سرزمین‌های اسلامی محسوب می‌شود.

نکته ی مهمتر اینکه اگر کسی شک داشته باشد که الله جبهه ی حق دارالاسلام ایران را برای جبهه ی باطل کفار محارب خارجی و مرتدین منطقه ای و داخلی رها می کند در واقع به الله سوء ظن دارد و باید در ایمان خودش تجدید نظر کند.

بدون شک پیروز نهائی برای جبهه ی حقی است که دارالاسلام ایران نماینده ی آن است .

ازتغییر موضع برخی مولوی‌ها تا فریضه دفاع از امنیت دارالاسلام ایران در پرتو مذهب حنفی و آرای امام ابوحنیفه (3)

ازتغییر موضع برخی مولوی‌ها تا فریضه دفاع از امنیت دارالاسلام ایران در پرتو مذهب حنفی و آرای امام ابوحنیفه (3)

کاتب: محمد اسامه

اجازه دهید برگردیم به تناقض گوئی دسته ای از مولوی‌های استان سیستان و بلوچستان.

اگر مولوی‌های امروز واقعاً بر مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله هستند، چرا در گذشته در برابر برهم زنندگان امنیت مردم که همسو با کفار محارب خارجی بوده اند حمایت می‌کردند و امروز امنیت می‌خواهند؟ پاسخ روشن است: آنان یا از مبانی فقهی خود غافل بوده‌اند، یا تحت تأثیر جریان‌های وابسته به بیگانگان عمل کرده‌اند و یا عوام زده شده اند. اما امروز که جامعه از ناامنی رنج می‌برد، به ناچار واقعیت را پذیرفته‌اند. ای کاش قبل از آنکه آسیب ببینند، به فقه امام ابوحنیفه رحمه الله رجوع می‌کردند و از امت اسلام دعوت به وحدت و اطاعت از دارالاسلام در غیر معصیت الله می‌کردند.

با این واقیعت انکار ناپذیری که همه شاهدش هستیم  از علمای اهل سنت و به ویژه مولوی‌های منطقه انتظار می‌رود که با صراحت گروهک‌های تفرقه‌افکن و برهم زنندگان اصلی امنیت مردم چون جبهه ی مبارزین مردمی یا همان جیش العدل سابق و انصارالفرقان و … را محکوم کنندو  مردم را از توطئه بیگانگانی چون آمریکا، صهیونیست‌ها و کشورهای خائن عربی و پاکستان آگاه سازند و فتوای صریح امام ابوحنیفه رحمه الله در عدم جواز شورش بر حکومت اسلامی آنهم زمانی که در معرض جنگ با کفار محارب خارجی و تهدیدات دشمنان خارجی است را تبیین کنند.

از مردم عزیز منطقه خواسته می‌شود: به علمای راستینی که از فقه اهل سنت و جماعت می گویند نه آنهائی که اهل رای و مبلغ تفکرات محدود خودشان شده اند مراجعه کنند و در حفظ امنیت و آرامش جامعه کوشا باشند و بدانند که ناامنی جز به سود دشمنان اسلام و مردم  تمام نمی‌شود.

 تأکید می‌گردد زمانی که کفار محارب خارجی و مرتدین سکولار داخلی در کمین نشسته اند، هر گونه قیام مسلحانه علیه نظام حاکم بر دارالاسلام ایران، بر اساس مذهب حنفی، بدعت و خلاف شرع است و مرتکبان آن مرتکب گناه کبیره شده‌اند.

الله همه را به راه راست هدایت کند و ما هم با پیروی از شریعت الله از امنیت و وحدت جامعه ی خود در برابر دشمنان خارجی و داخلی محافظت کنیم.

ازتغییر موضع برخی مولوی‌ها تا فریضه دفاع از امنیت دارالاسلام ایران در پرتو مذهب حنفی و آرای امام ابوحنیفه (2)

ازتغییر موضع برخی مولوی‌ها تا فریضه دفاع از امنیت دارالاسلام ایران در پرتو مذهب حنفی و آرای امام ابوحنیفه (2)

کاتب: محمد اسامه

برای پاسخ به این پرسش که «آیا شورش علیه دارالاسلام در زمانی که در معرض حملات کفار محارب خارجی و تهدیدات مرتدین سکولار داخلی است جایز است؟» باید به منابع فقه حنفی مراجعه کنیم هر چند هر عقل سلیمی هم می داند زمانی که دشمنان خارجی به سرزمینی حمله آورده اند هر کسی به سرزمین و حاکمیت خودش ضربه بزند خائن است و باید مجازات شود.

امام ابوحنیفه رحمه الله در کتاب «الفقه الأکبر» به صراحت بیان می‌کند: ولا نرى السيف على أحد من أمة محمد صلى الله عليه وسلم إلا من وجب عليه السيف   ) . ش : في الصحيح عن النبي صلى الله عليه وسلم ، أنه قال : «لَا يَحِلُّ دَمُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ إِلَّا بِإِحْدَى ثَلَاثٍ: الثَّيِّبُ الزَّانِي، وَالنَّفْسُ بِالنَّفْسِ، وَالتَّارِكُ لِدِينِهِ المُفَارِقُ لِلْجَمَاعَةِ».  [1]

یعنی ما شمشیر بلند کردن بر هیچ‌یک از امت محمد (ص) را روا نمی‌دانیم مگر کسی که مستوجب قتل (حدّی) باشد. رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود:«ریختن خون هیچ فرد مسلمانی حلال نیست مگر به یکی از این سه دلیل: شخص همسرداری که زنا کند، و کشتن کسی در برابر کسی (قصاص)، و کسی که دین خود را رها کرده و از جماعت مسلمانان جدا شود.»

این دیدگاه با اصل اجتناب از فتنه و خونریزی تطابق کامل دارد.

امام سرخسی (م ۴۹۰ ق) فقیه حنفی در المبسوط می گوید: إن الخروج على الإمام إذا كان ظالماً لا يجوز إذا أدى إلى فتنة وإراقة الدماء، بل يجب الصبر والوعظ.  قیام بر امام حتی اگر ظالم باشد، اگر به فتنه (ای بزرگتر) و خونریزی بینجامد جایز نیست؛ بلکه باید صبر کرد و پند داد.

آیا فتنه ای بزرگتر از تسلط کفار محارب خارجی و مرتدین سکولار داخلی بر سرزمینهای اسلامی وجود دارد؟ قطعاً وجود ندارد و هر انسان با هوش کمی هم می داند که به فرض محال اگر این حاکمیت بر ایران همین الان کنار بکشد حاکمیتی بر اساس فقه حنفی یا شافعی و سایر تفکرات اسلامی بر ما حاکم نخواهد شد بلکه حاکمیتی کفری و ارتدادی سکولاریستی حاکم خواهد شد؛ آیا کفری بالاتر از این وجود دارد؟

نه، وجود ندارد، چون شخص عادی اگر کفریاتی هم مرتکب شود تنها برای خودش و زمان حیاتش در دنیا می ماند اما حاکمیت کفری ممکن است سالها بماند و آنهمه مفاسد به بار بیاورد.

علامه ابن عابدین (م ۱۲۵۲ ق) فقیه دیگر حنفی در «رد المحتار» می گوید: «لا يجوز الخروج على السلطان الجائر إجماعاً، إلا إذا رأى كفراً بواحاً»  . به اجماع، خروج بر سلطان ظالم جایز نیست، مگر اینکه کفر آشکار ببیند.

این احکام برای بدترین حالتها و برای حکام جائر هستند که شخص می خواهد به جای حکم حاکم جائر مسلمان حکم صحیح اسلامی را اجرا کند، حالا اگر کسی برای حاکم کردن قوانین کفری و ارتدادی بجنگد دچار چه مصیبت و کفر آشکاری شده که ایمان و قیامتش را هدر داده است.

در این صورت می توانیم بگوئیم بر اساس مذهب امام ابوحنیفه و جمهور فقهای حنفی شورش علیه دارالاسلام ایران جایز نیست، حتی اگر حاکم کامل نباشد و نقص‌هایی در اقامه حدود و عدالت وجود داشته باشد و گروهک‌هایی سکولار و غیر سکولار که با نام قوم‌گرایی و ملی‌گرایی و غیر علیه نظام قیام می‌کنند، از مصادیق «بغی» (شورش) هستند که باید توسط دارالاسلام سرکوب شوند و ادعای «مبارزه برای عدالت» یا … از سوی این گروهک‌ها، که منجر به تفرقه، خونریزی و هم‌سویی با آمریکا و صهیونیستها و دشمنان اسلام می شود، حرام و موجب خروج از جماعت مسلمین و هم جبهه ای شدن با کفار محارب خارجی است.


[1]  ابن أبي العز – علي بن علي بن محمد بن أبي العز الدمشقي – شرح العقيدة الطحاوية.ج2  ص 539

 ازتغییر موضع برخی مولوی‌ها تا فریضه دفاع از امنیت دارالاسلام ایران در پرتو مذهب حنفی و آرای امام ابوحنیفه (1)

ازتغییر موضع برخی مولوی‌ها تا فریضه دفاع از امنیت دارالاسلام ایران در پرتو مذهب حنفی و آرای امام ابوحنیفه (1)

کاتب: محمد اسامه

سخنرانی اخیر مولوی عبدالکریم حسین‌پور در نماز عید قربان سراوان، بار دیگر ضرورت حفظ امنیت و نقش بزرگان در مقابله با ناامنی را یادآور شد. اما این موضع امروز، با عملکرد برخی از همان مولوی‌ها و ملاها در گذشته تناقض آشکاری دارد. روزگاری همین تریبون‌ها فریاد می‌زدند «منطقه را امنیتی نکنید» و با نیروهای امنیتی مقابله می‌کردند، اما امروز از همان تریبون‌ها می‌گویند «امنیت برقرار کنید و افراد شرور را بگیرید». چه شد که این چرخش موضع رخ داد؟ و چرا در برابر گروهک‌های ضدامنیتی چون جیش العدل و انصارالفرقان و گروهک عبدالغفار نقشبندی که بازیچه دست آمریکا، صهیونیست‌ها و برخی کشورهای عربی (هم‌پیمان با رژیم صهیونیستی) شده‌اند، سکوت می‌کنند؟ آیا این مولوی‌ها بر مذهب امام ابوحنیفه نیستند؟ اگر هستند، چرا از دیدگاه فقه حنفی درباره ی اهل بغی و حفظ وحدت آنهم در زمانی که کشور در معرض جنگ تحمیلی کفار محارب خارجی است سخن نمی‌گویند؟

اگر دقت کنیم متوجه خواهیم شد که در دهه‌های گذشته، برخی از مولوی‌ها و ملاهای منطقه با طرح شعارهایی نظیر «منطقه را امنیتی نکنید» و «نیروهای امنیتی را از منطقه برانید»، عملاً به ناامنی دامن می‌زدند. آنان با حمایت از برخی عناصر آشوبگر، خود را در مقابل نظام قرار دادند. اما امروز که طعم تلخ ناامنی را چشیده‌اند و جامعه از هرج‌ومرج به ستوه آمده، همان افراد یا شاگردانشان از تریبون مسجد فریاد برمی‌آورند که امنیت را برقرار کنید و افراد شرور را تحویل امنیت دهید. این تناقض نشان می‌دهد که برخی از این روحانیون یا از حقیقت فقه و مصلحت عمومی غافل بوده‌اند، یا تحت تأثیر جریانات قوم‌گرا و سیاست‌های بیگانه و بخصوص تحت تاثیر عوام قرار داشته‌اند و به بیماری عوام زدگی مبتلا شده اند. هر سه حالت، خلاف سیره علمای راستین اهل سنت است که همواره حافظ امنیت و ثبات جامعه بوده‌اند.

نکته تأسف‌بار دیگر، سکوت معنادار این مولوی‌ها در برابر گروهک‌هایی است که با نام‌های فریبنده‌ای چون «جیش العدل» و «انصارالفرقان» در منطقه فعالیت می‌کنند. این مولوی ها به مردم منطقه آگاهی نمی‌دهند که این گروه‌ها در خدمت اهداف آمریکا، صهیونیست‌ها و برخی کشورهای عربی دست نشانده همچون آل‌سعود و امارات متحده و بحرین که با رژیم صهیونیستی هماهنگ هستند می‌باشند، یعنی نه از فتنه‌های آنان پرده برمی‌دارند و نه مردم را از خطر نفوذ بیگانگان برحذر می‌دارند و به جای تبیین راه درست مبارزه از طریق مجاری قانونی و شرعی، به توجیه خشونت و قوم‌گرایی پرداخته‌اند که نتیجه ی آن تضعیف امنیت در منطقه و تقویت دشمنان مشترک است.

مگر اسلام به مسلمانان دستور نمی‌دهد که امت را از فتنه و توطئه دشمن آگاه کنند؟ مگر رسول الله صلی الله علیه وسلم نفرموده است که «منع از منکر» واجب است و هر کس بتواند فتنه‌ای را خنثی کند و نکند، در گناه شریک است؟

جنگ 12 روزه و رمضان 1404ش دارالاسلام ایران و درسهائی در رموز پیروزی بر جبهه ی آمریکا دشمن مشترک و سرافعی

جنگ 12 روزه و رمضان 1404ش دارالاسلام ایران و درسهائی در رموز پیروزی بر جبهه ی آمریکا دشمن مشترک و سرافعی

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

بسم الله الرحمن الرحیم

گاهی انسانها در برهه ای از تاریخ قرار می گیرند که برای مسائل حساس خود لازم است از دیگران بشنوند یا اینکه خود بروند و با مطالعات دقیق به آگاهی های لازم دست پیدا کنند؛ اما در این جنگ 12 روزه و آشوبهای شهری دی ماه و جنگ رمضان 1404ش دارالاسلام ایران ما با چشم سر مواردی را دیدیم که شاید در گفار دیگران و مطالعات خود نمی توانیستیم تا این اندازه روح مطلب را لمس و درک کنیم به عنوان مثال:

  1. ما به این آیه و حدیث به عنوان مهمترین ابزار بازدارنده در برابر کفار محارب خارجی پی بردیم که الله تعالی می فرماید: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ (انفال/60) و رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز در تفسیر « قُوَّةٍ » می فرماید: ألا إنَّ القوَّةَ الرَّميُ ألا إنَّ القوَّةَ الرَّميُ ألا إنَّ القوَّةَ الرَّميُ.[1] آگاه باشید! « قُوَّةٍ »  همان تیراندازی است، آگاه باشید! « قُوَّةٍ »  همان تیراندازی است، آگاه باشید! « قُوَّةٍ »  همان تیراندازی است.

این چیزی بود که ما با چشم سر دیدیم و هنوز در حال دیدن آن هستیم که کفار محارب و دشمنان داخلی ما از تیرهای ما می ترسند چه تیر اسلحه های شخصی چه تیر موشکها و پهبادها و… . مگر ندیدی؟

  • مورد دیگر به اتحاد جبهه ی مقاومت اسلامی و بخصوص به اتحاد مردم دارالاسلام ایران و نیروهای نظامی و حاکمیت بر دارالاسلام ایران برمی گردد که تمام معادلات آمریکا و صهیونیستها و شرکای عربی و اروپائی و منطقه ای آنها را به هم زد.

این دشمنان مردم ایران را در چند خائن آشوب طلب دی ماه 1404ش و مشتی فریب خورده دیده بودند و با محاسبات اشتباه چنین تصور کردند که با کشتن رهبریت و سایر سران بلند پایه ی حاکمیت می توانند زمینه را برای قدرت گیری این خائنین و اغتشاشگران فراهم کنند و کار حاکمیت ایران در 72 ساعت تمام شود اما متوجه شدند هم در مورد حاکمیت و هم در مورد مردم ایران دچار خطای محاسباتی شده اند هنوز نمی دانند چگونه از این خفت و شکست بزرگ خود را بیرون بکشند.

  •  نکته ی دیگر اینکه ما متوجه شدیم که در دارالاسلام ایران با «نظام» طرفیم نه با یک رهبر یا فلان مسئول نظامی و امنیتی که اگر حذف شود پس حاکمیت به هم می ریزد.

در این مورد مهم نه تنها پیامی برای کفار محارب خارجی دربر دارد بلکه برای گروهکهای به ظاهر اسلامگرای اهل بغی و احزاب سکولار و مرتد هم حاوی این پیام است که حتی اگر قدرت نظامی و امنیتی شما به اندازه ی آمریکا و صهیونیستها و ناتو و خائنین مرتد عرب حاشیه خلیج فارس برسد ( که هرگز به یک هزارم آنها نیز  نمی رسد)که همگی به صورت جبهه ای واحد و هماهنگ به دارالاسلام ایران حمله کردند، و حتی اگر به اندازه ی آنها هم موفق شوید که مسئولین حکومتی دارالاسلام ایران را بکشید و به آنهمه مراکز حکومتی و زیرساختها نیز صدمه بزنید ( که هرگز نخواهید توانست) باز این حاکمیت با قدرت نظامی از بین نمی رود.

و این یعنی مهر باطلی بر مسیری که انتخاب کرده اید. هر چند مرتدین سکولار احمقتر از آنی هستند که در این زمینه ها از عقلشان استفاده کنند اما امیدوارم گروههایی اسلامگر چون انصارالفرقان سر عقل بیایند و به سرانجام کار خود بیاندیشند.

با تمام این احوال لازم است بگوئیم که امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است که اختلافات مذهبی و فرقه‌ای را کنار بگذاریم و اولویت را به دشمن مشترک یعنی آمریکا به عنوان سر افعی بدهیم؛ و «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» (آل‌عمران/ ۱۰۳) با

«فالزمَ جماعَةَ المسلمينَ وإمامَهم» یعنی اهل جماعت شدن و در دارالاسلام در غیر معصیت الله از حاکمیت بر دارالاسلام اطاعت کنیم و با « فاعتزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّها »[2] از تمام گروههای رنگارنگ دوری کنیم و با پیروی از منهج صحیح اهل سنت و جماعت در انجام فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر در هر سه بخش آن نیز فعال باشیم چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: ‌مَنْ ‌رَأَى ‌مِنْكُمْ ‌مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ، وَذَلِكَ أَضْعَفُ الْإِيمَانِ.[3] هر گاه یکی از شما شاهد کار بد و منکری بود بر اوست (در صورت توان) از آن با دست  (با زور) جلو گیری کند، اگر نتوانست به زبان، واگر نتوانست  قلبا از آن عمل تنفر داشته باشد؛ واین ضعیف تر ین مرحله ی ایمان است.

پس باید به رمزهای پیروزی بر دشمن توجه کنیم که در موارد قبلی به آن اشاره کردیم و با چشم سر هم در این مدت چند ماه گذشته دارالاسلام ایران آنها را به ما نشان داد و به این شکل دین الله را یاری دهیم و خود را مشمول کسانی قرار دهیم که الله جل جلاله در موردشان می فرماید: وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ (حج/ ۴۰)


[1]  الألباني، صحيح أبي داود 2514

[2]  الألباني، صحيح الجامع 2994

[3] ابن تيمية، مجموع الفتاوى 10/460

«القدیم، یترک علی قدمه» و پرهیز از یاری رساندن به ظلم و گناه و جلوگیری از ضرر

«القدیم، یترک علی قدمه» و پرهیز از یاری رساندن به ظلم و گناه و جلوگیری از ضرر

کاتب: محمد اسامه

لازم به ذکر آیات و احادیث و آراء فقهی نیست که شریعت الله در آنها از هر گونه کمک و اعانت به کفار محارب خارجی بر علیه مسلمین و از کمک به ظالم نهی شده و در عوض از مومنین خواسته شده با هر وسیله ی مشروعی در برابر ظالمین بایستند، چون این امری بدیهی برای هر مومنی و حتی برای هر انسان کافر آزاده ای است.

شریعت الله از اینکه مومنی با نصف کلمه ظالمی را کمک کند نهی کرده است چه رسد به اینکه سخنانی بگوید یا کاری انجام دهد که طی آن ظالمین تقویت شده و به دارالاسلام و مومنین ضربات بیشتری وارد کنند.

اگر به اثار امثال شیخ الاسلام ابن تیمیه و ابن قیم و دیگران نگاه کنیم حتی از دوختن لباس برای سربازان حاکم مسلمانی که دچار ظلم می شود نهی کرده اند و خیاط را شریک جرم این حاکم ظالم می دانند حالا چه رسد به طرح خواسته‌هایی چون «باز کردن تنگه هرمز» به عنوان یکی از برگ دارالاسلام ایران در برابر سیاست‌های دشمنانه و ظالمانه ی آمریکا و رژیم صهیونیستی و شرکای جهانی و منطقه ای آنها که مصداق عینی اعانت و کمک به ظالم  و کفار محارب خارجی و خروج از معیارها و ارزشهای اخلاقی و دینی است.

 پس، اگر پُل و جاده ای برای قرنها مسیر عمومی بوده اما هم اکنون عده ای دزد و آدمکش قصد عبور از آن را داشته باشند آیا باید بر اساس قاعده ی «القدیم، یترک علی قدمه» کاری نکرد و اجازه داد این دزدان و قاتلین به اهداف خود برسند؟

هیچ انسان عاقلی با چنین استدلالی اجازه نمی دهد این ظالمین و دزدان و جنایتکاران با چنین شبهاتی به اهداف خود برسند و هر گونه سهل انگاری در این زمینه کمک و اعانت این مفسدین است.

مولوی عبدالحمید زمانی که بر اساس قاعده ی«القدیم یترک علی قدمه»  خواستار بازکردن تنگه هرمز و تقویت جبهه ی کفار محارب بر علیه دارالاسلام می شودباید این را نیز بیان می کرد که این قاعده با دلایلی مثل دفع یک ضرر بزرگتر یا محافظت از امنیت تغییر می کند.   

از شما می پرسم آیا با وجود تهدیدات جنایتکارانی چون آمریکا و صهیونیستها و شرکای جهانی و منطقه ای آنها بر دارالاسلام  و مردم ایران شرایطی پیش نیامده که استمرار وضع سابق تنگه ی هرمز، ضرر بزرگ‌تری برای مردم ایران ایجاد کند؟

بدون شک بستن راههای تجاری کفار سکولار قریش خدمات بزرگی به دارالاسلام تحت حاکمیت رسول الله کرد و باعث شد کفار سکولار قریش ذلیلانه پیمان حدیبیه را با حاکمیت مدینه ببندند و علاوه بر آن، زمانی که مسلمین فراری در اطراف دریاری سرخ قافله ها و مسیرهای قدیمی و دائمی کاروانهای تجاری کفار سکولار قریش و متحدین آنها را تهدید کردند، باز کفار سکولار قریش مجبور شدند بندی از صلح حدیبیه که طبق آن دارالاسلام می بایست فراری های مسلمان شده بعد از صلح را تحویل کفار دهد لغو کردند.

به نظر شما اگر کسی چون مولوی عبدالحمید می آمد و به رسول الله صلی الله علیه وسلم می گفت که این جاده ها و راههای تجاری از قدیم بوده و شما نباید آنها را تهدید کنید و ببندید و کالاهای آنها را نباید مصادره کنید یا همین سخنان را به مومنین موجود در اطراف دریاری سرخ به رهبری ابوبصیر الکُردی رضی الله عنه می گفت صحابه رضی الله عنهم چگونه گردن او را به عنوان یکی از اعضای گروه منافقین می زدند؟

باید بدانیم که سخنان مولوی عبدالحمید تنها مصرف رسانه های کفار خارجی و گروه منافقین دارد و تنها کسانی به این گنده گوئی های ضد شرعی او اهمیت می دهند که از شریعت الله و تاریخ مسلمین خبر ندارند و الله و پیامبر و امام مذهب آنها شده ماهواره ها و رسانه های مجازی دشمنان و مجریان جنگ روانی دشمن تحت عنوان تحلیلگر و …

به سرپرستی گرفتن کفار بر علیه مومنین و طلب سلامتی برای کفار محارب نزد اهل سنت و جماعت

به سرپرستی گرفتن کفار بر علیه مومنین و طلب سلامتی برای کفار محارب نزد اهل سنت و جماعت

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

امر به قتال در آیه ۱۴ توبه و سایر آیات جهاد، تا زمانی که تهدید کفار محارب خارجی وجود دارد، فرض عین است. ابراز نگرانی از سلامتی کافر محارب، به معنای تضعیف روحیه جهاد و هم‌دلی با دشمن است. علمای اهل سنت و جماعت اجماع دارند که:

  • تولّی (به سرپرستی گرفتن) کفار محارب، ایمان را نقض می‌کند.[1]
  • محبت و دلسوزی برای دشمنان اسلام، از نشانه‌های نفاق است.[2]
  • هر کس از دشمنان اسلام بر علیه دارالاسلام حمایت کند یا نگرانشان باشد، از صف مسلمانان خارج شده است.[3]

 نظر علمای اهل سنت و جماعت در مورد هم‌پیمانی و دلسوزی برای کفار محارب بر علیه مسلمین و دارالاسلام:

امام شافعی رحمه الله می گوید: من والى كافراً أو أحبّه أو نصحه أو دعا له بالسلامة، فقد خالف أمر الله ورسوله، ولا يخلو ذلك من نقص في الإيمان.[4] هر کس کافری را به سرپرستی بگیرد یا او را دوست بدارد یا به او خیرخواهی کند یا برای سلامتیش دعا کند، از فرمان الله و رسولش صلی الله علیه وسلم تخلف کرده و این عمل از نقص در ایمان خالی نیست.

شیخ الاسلام ابن تیمیه حنبلی مذهب رحمه الله می گوید: موالات الكفار بالحب والنصرة والدعاء لهم تخرج من ملة الإسلام إذا كانت ظاهرة معلنة، وأما إذا كانت خفية فهي من كبائر الذنوب.[5] به سرپرستی گرفتن کفار با محبت و یاری و دعا برای آنان، اگر آشکار و علنی باشد از دایره اسلام خارج می‌کند، و اگر پنهانی باشد از گناهان کبیره است.

امام قرطبی رحمه الله در تفسیر آیه ۵۱ مائده می‌گوید: من أحب كافراً أو دافع عنه أو سعى في دفع الأذى عنه أو دعا له بالبقاء، فقد شاركه في كفره.[6]هر کس کافری را دوست بدارد یا از او دفاع کند یا در دفع آزار از او بکوشد یا برای بقایش دعا کند، در کفر او شریک شده است.

اقدام اردوغان و جولانی در ابراز نگرانی از سلامتی دونالد ترامپ (کافر محارب و قاتل مسلمانان)، بر اساس قرآن و سنت و اجماع علمای اهل سنت، حرام و نشانه ضعف ایمان و خیانت به امت اسلامی است. چنین عملی با وجوب جهاد و نفرت از دشمنان خدا قابل جمع نیست. بر مسلمانان واجب است از این افراد تبرّی بجویند و بیزاری کنند و آنان را به توبه و بازگشت به صف مؤمنان فراخوانند، مگر اینکه از این انحراف دست بردارند و به جهاد با دشمنان اسلام برگردند.


[1]  ابن تیمیه، مجموع الفتاوی، ۲۸/۳۸

[2]  تفسیر طبری در ذیل آیات سوره ممتحنه

[3]  شرح نووی بر صحیح مسلم، کتاب الإیمان

[4]  تفسیر فخر رازی، ذیل آیه ۵۱ مائده

[5]   مجموع الفتاوی، ۲۸/۳۲۷

[6]  الجامع لأحكام القرآن

وحدت مذهبی بنیان اقتدار امت و کلید پیروزی بر جبهه کفار محارب خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی

وحدت مذهبی بنیان اقتدار امت و کلید پیروزی بر جبهه کفار محارب خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی

به قلم: محمد اسامه

کسی شک ندارد که کفار آمریکائی – صهیونی با تمام توان خود و با بهره گیری از تمام ظرفیتهای مزدوران منطقه ای خود چون حکومتکهای دست نشانده ی عربی و کمکهای بی دریغ پنهخانی و آشکار اتحادیه ی اروپا جنگ تحمیلی رمضان 1404ش را بر دارالاسلام ایران تحمیل کرد که هنوز تهدیدات و پس لرزه های آن پابرجاست که نه صلحی شده و نه حتی آتش بسی چون هنوز جنگ اقتصادی و تهدیدات نظامی آمریکا و شرکایش پابرجاست.

در این صورت زمانی که جبهه ی دشمنان اسلام با تمام توان برای تضعیف دارالاسلام و ایران و سایر جوامع اسلامی گام برمی‌دارند، تنها راه نجات و رسیدن به نصرت الهی، «وحدت کلمه» و انسجام میان تمامی مذاهب اسلامی، به‌ویژه جامعه ی اهل سنت و تشیع است. بدون یک اقدام عملی برای همگرایی، پیروزی بر نظام‌های سکولار و دشمنان دین و مزدورانشان میسر نخواهد بود.

الله تعالی در قرآن کریم، پیروزی را در گرو دوری از تفرقه و پایبندی به ریسمان الهی دانسته است و بخصوص در مورد یاران پیامبر خاتم صلی الله علیه و سلم و تمام هم مسیران آنها می فرماید: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ۚ وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنْتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا ۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (آل عمران/103)

و همگی به ریسمان الله چنگ زنید، و پراکنده و گروه گروه نشوید؛ و نعمت الله را بر خود یاد کنید آن گاه که با یکدیگر دشمن بودید، پس میان دل های شما پیوند و الفت برقرار کرد، در نتیجه به رحمت و لطف او با هم برادر شدید، و بر لب گودالی از آتش بودید، پس شما را از آن نجات داد؛ خدا این گونه، نشانه های [قدرت، لطف و رحمت] خود را برای شما روشن می سازد تا هدایت شوید.

 واضح است که تفرقه مذهبی، بزرگترین هدیه برای دشمنان است تا قدرت مسلمانان را از درون متلاشی کنند.

علاوه بر این الله تعالی صراحتاً هشدار می‌دهد که اختلافات داخلی باعث از بین رفتن ابهت و قدرت جامعه اسلامی می‌شود و می فرماید:  وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ ۖ وَاصْبِرُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ (انفال/46) و از الله  و پیامبرش اطاعت کنید، و با یکدیگر نزاع و اختلاف مکنید، که سست و بی ابهت می شوید، و قدرت و شوکتتان از میان می رود؛ و صبر کنید؛ زیرا الله با شکیبایان است.

در این صورت برای غلبه بر جبهه ی کفار مهاجم و شرکای آنها، باید از هرگونه درگیری مذهبی و قومیتی پرهیز کرد.

البته وحدت تنها با شعار محقق نمی‌شود؛ بلکه نیازمند گام‌های عملی در منطقه است. تمامی جریان‌هایی که هدفشان اعلای کلمه الله است، باید بر موارد زیر تمرکز کنند:

  •  تشکیل جبهه واحد وتجمیع تمام توانمندی‌های نظامی، سیاسی و اجتماعی مذاهب مختلف برای مقابله با دشمن مشترک.
  •  احترام به مقدسات یکدیگر و بستن راه‌های نفوذ دشمن که از طریق توهین و تکفیر، بذر فتنه می‌پاشد.
  •  آگاهی‌بخشی به مسلمین و تبیین این حقیقت که دشمنان اصلی اسلام، فرقی میان سنی و شیعه قائل نیستند و هدفشان نابودی اصل دین است.

رسول الله صلی الله علیه وسلم امت اسلام را به یک پیکر تشبیه کرده‌اند که همدیگر را تقویت کرده و منسجم نگه می دارند و می فرماید: «الْمُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِ کَالْبُنْیَانِ یَشُدُّ بَعْضُهُ بَعْضًا- وَشَبَّکَ بَیْنَ أَصَابِعِهِ» [1]مؤمن نسبت به مؤمن دیگر، مانند اجزای یک ساختمان است که هر بخش آن، بخش دیگر را محکم نگاه می‌دارد

برای پیروزی بر کفار محارب خارجی و حاکمیت‌های سکولار و رهایی از یوغ مزدوران خارجی، ایجاد یک انسجام منطقه‌ای میان پیروان مذاهب اسلامی یک تکلیف شرعی است. این قدرت برخاسته از وحدت، تنها راهی است که می‌تواند در برابر دشمن مشترک ایستادگی کرده و زمینه‌ساز پیروزی نهایی و استقرار عدالت الهی گردد.

هم اکنون دارالاسلام ایران به اتحاد همه ی مومنین و آزادیخواهان نیاز دارد و همه ی مومنین در حال نوشتن کارنامه ی خود هستند و باید بدانند در این برهه از زمان تنها گروه منافقین نظاره گر و تماشاچی هستند.


[1]  صحیح بخاری ۴۸۱

اپوزیسیون سکولار ایران و اینکه سرزمینی چگونه از دارالاسلام تبدیل به دارالکفر ( طاری) می شود؟ (۲)

اپوزیسیون سکولار ایران و اینکه سرزمینی چگونه از دارالاسلام تبدیل به دارالکفر ( طاری) می شود؟ (۲)

ارائه دهنده: نذير احمد بلوچ

التّمرتاشي الحنفي مذهب هم در «تنوير الأبصار» ضمن اشاره به این سه شرط زمانی که در مورد شرط سوم و مساله ی امنیت « مسلمٌ أو ذميٌّ آمنًا بالأمانِ الأوّلِ » صحبت می کند ( تنوير الأبصار المطبوع مع الحاشية (۴/۱۷۴) ) دقیقاً در اینجا به امنیت خاصی اشاره می کند که در سایه ی قانون شریعت الله ایجاد شده و این امنیت خاص هم یکی از نشانه های تحکیم قانون شریعت الله و حاکمیت و غلبه و قدرت مسلمین بوده است. به همین دلیل می بینیم که السّرخسي حنفی رحمه الله در “شرح السِّيَر الكبير”:می گوید: “«فَإِنَّ دَارَ الْإِسْلَامِ اسْمٌ لِلْمَوْضِعِ الَّذِي یکونُ تَحْتَ یدِ الْمُسْلِمِینَ، وَ عَلَامَةُ ذَلِك أَنْ یأْمَنَ فِیهِ الْمُسْلِمُونَ». ( سرخسی، محمد، شرح سیر الکبیر، ج۱، ص۱۲۵۳) دار الاسلام اسم مکانی است که تحت‌سیطرۀ مسلمانان باشد، و علامت آن این است که مسلمین در آن در امنیت باشند.
پس اگر می بینیم که پس از انعقاد پیمان صلح حدیبیه مسلمین در مکه در امور شخصی دارای امنیت کامل می شوند یا در حبشه مسلمین مهاجر در امور عبادی شخصی دارای امنیت کامل می شوند این امنیت به تنهائی باعث دادن صفت دارالاسلام به مکه ی قبل از فتح و حبشه نمی گردد، بلکه این سرزمینها همچنان با وجود چنین امنیتی دارالکفر باقی ماندند، و این امنیت به تنهائی این سرزمینها را تبدیل به دارالاسلام نکرد، چون در این سرزمینها قانون و قدرت حاکمیت و غلبه با کفار بود نه مسلمین .
امام سرخسی حنفی رحمه الله از ابی یوسف شاگرد ابوحنیفه و محمد بن حسن شیبانی از بزرگان مذهب حنفی روایت می کند که بمجرد برتری یافتن احکام کفار بر سرزمینی و غلبه و حاکمیت کفار بر آن چنین سرزمینی تبدیل به دارالکفر می گردد . ( المبسوط للسرخسي، جـ ۱۰ صـ ۱۱۴) الكاساني در «بدائع الصنائع» یکی دیگر از بزرگان مذهب حنفی به همراه سایرین هم چنین دیدگاهی را نقل می کنند. ( بدائع الصنائع ۷/۱۳۰ : ۹/۴۳۷۵ )
در این صورت امام محمد بن حسن شیبانی و امام ابویوسف نزیکترین شاگردان امام ابوحنیفه رحمه الله، و سایر یزرگان مذهب حنفی چون «کاسانی» ( بدائع الصنائع للكاساني، ۹/ ۴۳۷۵،) و… بدون در نظر گرفتن شروط سه گانه، مناط و معیار و ملاک حکم دار و سرزمین را نوع «قانون و حکم»ی دانسته اند که بر آن سرزمین اجرا می شود و فتوا داده اند که: «دارالاسلام با ظهور احکام کفر در آن تبدیل به دارالکفر می شود». حکم دار (سرزمین) تابع احکامی است که بر آن حاکم است و تسلط دارد، پس اگر احکامی که بر آن مسلط است احکام کفر باشد آن سرزمین دار الکفر است. ( بدائع الصنائع للكاساني ج۸ص۴۵۴ )

ای جوان بلوچ، آیا می دانی برای چه با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی هم جبهه ای شده ای؟

آیا می دانی اگر جامعه ای بر اثر خون تو تبدیل به دارالکفری سکولار شود چند سال طول می کشد تا برداشته شود؟

آیا می دانی در تمام این سالها هر چه فساد و جنایت توسط این حاکمیت صورت گیرد تو هم در این مفاسد شریکی حتی اگر مرده باشی؟

پس، اگر به ایمان و قیامت خودت اهمیت می دهی از این جرم بزرگ دوری کن.

اپوزیسیون سکولار ایران و اینکه سرزمینی چگونه از دارالاسلام تبدیل به دارالکفر ( طاری) می شود؟ (۱)

اپوزیسیون سکولار ایران و اینکه سرزمینی چگونه از دارالاسلام تبدیل به دارالکفر ( طاری) می شود؟ (۱)

ارائه دهنده: نذير احمد بلوچ

آنهایی که خبر ندارند که گروههایی چون جبهه مبارزین مردمی یا انصار الفرقان که با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی برای چه تلاش می کنند به این منابع فقهی مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله نگاه کنند.

همه می دانیم که اینها با تمام شعارهای شبه اسلامی و قومیتی و سکولاریستی و… که می دهند با کمک کفار محارب تنها یک هدف می خواهند: تشکیل حاکمیتی با قوانین سکولاریستی بر ایران.
این کار مذهب حنفی چه حکومت دارد؟ :
محمد بن حسن شيبانی رحمه الله می گويد: سرزمين با اجراء حکم مسلمانان در آنجا به دارالإسلام تبديل می شود و اگرحکم غير مسلمين جاری شود پس اين سرزمين دارالحرب می شود. (شرح السير الکبير ۵/۲۱۶۵)
کاسانی رحمه الله می گوید: سرزمين دارالکفر می شود با آشکار شدن احکام كفر در آنجا. (بدائع الصنائع ۷/۱۳۰) با این وجود بسیاری از فقها در مذهب حنفی جهت تبدیل شدن دارالاسلام به دارالکفر سه شرط گذاشته اند:
۱- احکام و قوانین کفر بر آن حاکم شوند.
۲- از هر جهت به دارالکفر متصل شود.
۳- در آن مسلمان و اهل ذمی دارای همان امنیت اولش نباشد.
ابن عابدین حنفی رحمه الله، نظر امام ابوحنیفه رحمه الله را در این مورد بیان می کند و می گوید: دارالاسلام با شروطی چون: شهرت اجرای احکام کفر، ممانعت از اجرای احکام اسلام، اتصال به دارالکفر و ارتداد ساکنین، به دارالکفر تبدیل می شود ؛ ( ابن­عابدين، محمد امین، رد المحتار على الدر المختار، ج۴، ص۱۷۵٫ ) در واقع این دسته از علمای موجود در مذهب امام حنفیه رحمه الله فقط در صورت وجود سه شرط مذکور، منطقه ای از دارالاسلام را دارالکفر می دانند.
یعنی در نگاه این دسته از حنفی ها سرزمینهائی چون ترکستان شرقی و سرزمینهای اسلامی هند که هر سه شرط در آنها وجود دارد تبدیل به دارالکفر شده اند اما سرزمینهایی چون ترکیه و سرزمینهای اشغالی تحت حاکمیت رژیم صهیونیستی و غیره که احکام و قوانین کفر بر آنها حاکم شده است و در آنها مسلمین پایبند به قانون شریعت الله و حتی ذمی های پایبند به قوانین شریعتهای خودشان هم از همان امنیت موجود در دارالاسلام برخوردار نیستند باز دارالاسلام محسوب می شوند و جزو دارالکفر محسوب نمی شوند چون این سرزمینها به دارالکفر های اصلی از هر جهت متصل نیستند.
بر این اساس ابن عابدین حنفی رحمه الله فتوا می دهد که جبل دروز در سوریه باز دارالاسلام است هر چند که احکام کفری دروز بر آن جاری می شود و حاکمیت هم در دست خودشان است چون یکی از این شروط یعنی شرط دوم که متصل شدن به دارالکفر است تحقق پیدا نکرده و اینها تحت حاکمیت رهبران ما هستند و سرزمینهای اسلام از هر طرف سرزمین آنها را احاطه کرده و هر زمان که رهبریت بخواهد می تواند احکام شریعت الله را بر آنها پیاده کند