
سیر تاریخی تحول جولانی از یک نجدی انقلابی به یک نجدی دربار آمریکا و اسرائیل (5)
ارائه دهنده: محمد اسامه
با استناد به منابع رسمی دوله و مقایسه ی منهج فکری و عقیدتی و عملی دوله با تفکرات و سیره ی عملی الشیخ محمد بن عبدالوهاب و علمای نجد متوجه خواهید شد که دوله مجری صادق تفکرات «نجدیت» است و دوله یعنی عینی کردن تفکرات الشیخ محمد بن عبدالوهاب و تکرار تاریخ نجدیت در زمان حاضر، و هر کسی که ادعای «نجدیت» داشته باشد اما مثل دوله عمل نکند یا نسبت به تفکرات نجدیت جاهل است یا التقاطی است که نجدیت را با چیزهای دیگری قاطی کرده و یا شخصی است که منتظر فرصت است و هم اکنون زمینه ی تطبیق این منهج را مناسب نمی داند.
در این صورت اگر کسی منهج دوله را منهج خوارج بداند بدون شک باید تمام پیروان نجدیت را نیز جزو خوارج حساب کند. البته منهج خوارج از مجموعه ای از افکار شکل گرفته است که باید تمام این صفات در شخصی متحقق شوند نه یکی یا چند صفت. به عنوان مثال ابن عباس رضی الله عهنما در مورد یکی از صفات خوارج می گوید: لا تکونوا کالخوارجِ، تَأوّلوا آیات القرآن فی أهل القبلة، وإنّما أُنزلت فی أهل الکتاب والمشرکین، فجهلوا علمها، فسفکوا بها الدماء، وانتهکوا. (سلیمان بن عبدالوهاب، الصواعق الإلهیّه، ص۳۸٫) مثل خوارج نباشید که آیات قرآن که در مورد اهل کتاب و مشرکین نازل شده اند را در مورد اهل قبله تاویل می کنند و شامل اهل قبله میدانند به این شکل به علم این آیات جاهل شده اند و معنای این آیات را درک نکردند، به همین دلیل به دنبال آن به تجاوز و ریختن خون مباردت کرده اند.
حالا با تمرکز بر این صفت، به نظر شما تنها دوله به ناحق مسلمین را مشرک می داند و بعد حکم کفار مشرک را بر مسلمین تطبیق می دهد یا این تفکر الشیخ محمد بن عبدالوهاب و تمام علمای پیرو نجدیت است؟ در این زمینه فرق عبدالعزیز الطریفی با ابوقتاده فلسطینی با ابومحمد مقدسی با هانی السباعی با طارق عبدالحلیم با دارودسته ی جولانی با مدخلیسم و سایر نجدی های مخالف دوله با دوله در چیست؟ هیچی. همه یک منهج دارند فقط دوله اهل تقیه نیست و در بیان و عمل به منهج نجدیت صادق است و صادقانه این تفکر اشتباه را بر مسلمین تطبیق می دهد و صادقانه این مسیر اشتباه را می رود اما اینها زبان بازی می کنند و منتظر فرصت مناسب هستند.
پس جولانی و گروهش پیروان تفکر نجدیت هستند که به تدریج از گروهی صادق مجری تفکرات نجدیت تبدیل به نجدی های سازگار با سیاستهای غرب شده اند چیزی مثل تمام نجدی های درباری با این تفاوت که این درباری ها در اختیار طاغوتهای محلی هستند و این طاغوتهای محلی هم مزدوران غرب، اما جولانی مستقیماً در اختیار کفار و طاغوتهای خارجی است و گرنه منهج فکری همه نجدیت است.
فقط کافی است به شعارهای گروههایی چون جیش العدل و انصارالفرقان و حتی افرادی چون نقشبندی و امثالهم نگاه کنید تا بدانید اینها نیز در همان مسیر جولانی و خادمی برای دربار آمریکا و اسرائیل در منطقه هستند.
اگر حبیب سربازی و سایر احزاب سکولار صادقانه عقاید سکولاریستی و مخالفت خودشان با تطبیق قوانین شریعت الله و تلاش برای تشکیل جامعه ای سکولار و خادم بودن خود برای اسرائیل و آمریکا و سایر دشمنان اسلام و مسلمین را از همین ابتدا آشکار می سازند و حتی با مراکز دانشگاهی صهیونیستها ارتباط آشکار برقرار می کنند اما امثال جولانی و جیش العدل و انصارالفرقان و … با شعارهای شبه اسلامی این مزدوری خود را زمانی آشکار می کنند که هزاران جوان اهل سنت را در همین مسیر با نام جهاد و دفاع از اهل سنت و… قربانی کرده باشند و به حاکمیت رسیده باشند.
در این زمینه می توان گفت متاسفانه این سکولاریستها از این به ظاهر اسلامگراها در برخورد با خودشان و مردم و الله صادقتر هستند.
جیش العدل و انصار الفرقان و سایر گروههای به ظاهر اسلامگرای بلوچ همین هستند، اگر جولانی بعد از اینهمه سال با ثمره ی بیشتر از یک میلیون کشته و چندین میلیون معلول و آنهمه ویرانی و… در نهایت سر از دربار آمریکا و ناتو و اسرائیل درآورد شک نداشته باشید همین الان گروههای جیش العدل و انصار الفرقان و سایر گروههای به ظاهر اسلامگرای بلوچ توسط همین دشمنان مدیریت و هدایت می شوند و هرگز قادر نخواهند بود در یک محیط کوچک هم قدرتی شبیه جولانی داشته باشند؛ چون شرایط منطقه و ایران هرگز این اجازه را به آنها نمی دهد.
پس اجازه ندهید این گروهها با خون و مال و ناموس و موجودیت و خاک شما و فرزندان شما تجارت کنند و به شعارهای شبهه جهادی آنها و شعارهای مذهبی و قومیتی آنها اهمیت ندهید.