تناقض گوئی مولوی عبدالحمید در مجازات مرتدین بهائی شده و نصرانی شده توسط حاکمیت ایران

تناقض گوئی مولوی عبدالحمید در مجازات مرتدین بهائی شده و نصرانی شده توسط حاکمیت ایران

کاتب: عبدالرحمن براهویی

نه تنها مولوی عبدالحمید بلکه تمام علمای جهان اسلامی از ابتدا تا کنون بر مجازات مرتدین چون پیروان مسیلمه کذاب و سجاع و… توسط رسول الله صلی الله علیه وسلم و صحابه رضی الله عنهم اجمعز ابتدا تا کنون بر مجازات مرتدین چون پیروان مسیلمه کذاب و سجاع و… توسط رسول الله صلی الله علیه وسلم و صحابه رضی این اجماع دارند.

با آنکه در مذهب امام ابوحنیفه و مذهب امام جعفر صادق بر سر کشتن زن مرتد شده در شرایطی اختلافی با سایر مذاهب اسلامی وجود دارد اما در کشتن مرد مرتد شده بین هیچ یک از مذاهب اسلامی اختلافی وجود ندارد و مولوی عبدالحمید هم این حقیقت را می داند اما زمانی که نوبت به مجازات مسلمین مرتد شده به دین بهائی یا نصرانیت توسط حاکمیت ایران می رسد دم از دفاع از حقوق بهائی ها و… به عنوان شهروند ایرانی می زند!

آیا بهائیت دین جدید نیست؟ آیا بهائی ها دین خودشان دین جدیدی نمی دانند؟ آیا تمام کسانی که دینی غیر از دین اسلام داشته باشند کافر هستند یا خیر؟

أبو الحسين المَلَطي العسقلاني (متوفى: 377هـ) در کتابش مي‌فرمايد: «وَجَمِيع أهل الْقبْلَة لَا اخْتِلَاف بَينهم أَن من شكّ فِي كَافِر فَهُوَ كَافِر لِأَن الشاك فِي الْكفْر لَا إِيمَان لَهُ لِأَنَّهُ لَا يعرف كفرا من إِيمَان فَلَيْسَ بَين الْأمة كلهَا الْمُعْتَزلَة وَمن دونهم خلاف أَن الشاك فِي الْكَافِر كَافِر» [التنبيه والرد على أهل الأهواء والبدع1/40]

و همه اهل قبله در بينشان اختلافي نيست در اينکه کسي که شک در کافر بودن کافر بکند، پس او کافر است؛ زيرا شخص شک کننده در کفر برايش ايماني نيست به اين دليل که کفر را از ايمان باز نمي‌شناسد. پس در بين امت همه شان از معتزله و غيرشان اختلافي نيست در اينکه کسي که شک بکند در کافر بودن کافر او کافر است.

پس بر اساس اتفاق تمام مذاهب اسلامی می توان گفت که بهائی ها مثل یهودی ها و نصرانی ها و زرتشتی ها و بودائی ها و امثالهم کافر هستند و کسی که در کافر بودن این کفار شک کند خودش دچار کفر شده است.

در این صورت حکم مسلمانی که دین اسلام را رها کند و وارد دین دیگری شود و کافر شود چیست؟

پاسخ به این سوال بسیار ساده است به شرطی که شخص خواهان پاسخ صحیح باشد.

نکته ی پایانی در مورد حکم ايراد گرفتن از مجازات ارتداد و کشتن شخص مرتد اینکه اگر شخص مسلمان شبهه اي مستند به قرآن و سنت داشته باشد و به خطا تاويل کرده باشد، در اين صورت این شخص دارای عذر معتبر شرعی است و باید اقامه حجت نبوی شود، اما اگر شخصي منافق زنديق سکولار مثل حبیب سربازی و مهیم سرخوش و امثالهم باشد و قصدش طعن زدن به دين باشد، و ضمن اقامه ی حجت نبوی باز بر کفر گوئی خودش اصرار کند و دچار لجباری شود در اين صورت این شخص سکولار هم کافری است مثل همان مرتدی که از او دفاع می کند.

پس قرار نیست مخالفت با سایر مذاهب اسلامی ما را به لجبازی و تناقض گوئی و حتی به کفر گوئی بکشاند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *