
سیر تاریخی تحول جولانی از یک نجدی انقلابی به یک نجدی دربار آمریکا و اسرائیل (4)
ارائه دهنده: محمد اسامه
نکته ی دیگر نقدهائی است که دکتر ایمن الظواهری در ریختن به ناحق خون مسلمین بر دوله وارد می کند که واقعیت است و همه ی اهل جهاد از چنین اشتباهاتی که دوله مرتکب می شود باید اعلان برائت کنند اما آیا این اعمال دوله باعث می شود که دکتر ایمن الظواهری آنها را خوارج بداند؟ آیا در تاریخ فقه اسلامی در این 14 قرن گذشته عالمی پیدا شده است که به خاطر این خطاها و اشتباهات آشکار حتی در حد حجاج بن یوسف ثقفی و تیمور لنگ و امثالهم، شخص یا جماعت یا حکومتی را خوارج نامیده باشد؟ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ ۖ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (مائده/8) ای کسانی که ایمان اورده اید بر ادای واجبات الله مواظبت داشته باشید و از روی عدالت گواهی دهید، و دشمنانگی قومی شما را بر آن ندارد که ( با ایشان ) عدالت نکنید. عدالت کنید که عدالت ( به ویژه با دشمنان) به پرهیزگاری نزدیکتر است. از الله بپرهیزید که الله آگاه از هر آن چیزی است که انجام میدهید .
زمانی که دکتر ایمن الظواهری منهج دولت عراق اسلامی را منهج شرعی صحیحی می داند این منهج از زمان ابومصعب زرقاوی در جزوه «هذه عقيدتنا وهذا منهجنا» بر اساس منهج نجدیت تهیه و نشر می شود و در زمان مجلس شورای مجاهدین و دولت عراق اسلامی ابوعمر بغدادی و دولت اسلامی ابوبکر بغدادی و ابوابراهیم هاشمی تا کنون ثابت مانده است؛ شما تنها یک مورد از 36 بند موجود در این جزوه یا سایر منابع رسمی اینها را پیدا کنید که منهج اینها تغییر کرده باشد، حالا چه چیزی باعث شد که منهج دولت عراق اسلامی که نجدیت بود در سال 1385ش منهج شرعی صحیحی باشد اما همان منهج نجدیت بدون آنکه تغییری کند در زمان ابوبکر بغدادی و در سال 1392ش تبدیل می شود به منهج خوارج و غیر شرعی می شود؟! و با این تهمت آنهمه خون ریخته می شود و به ناموس آنهمه مسلمان تجاوز می شود و زمینه های سایر ذلیلی ها برای مسلمین فراهم می شود، دقیقاً اتهامی شبیه به همان اتهام ارتدادی که دوله در بند 20 همین جزوه به شیعیان می زند و آنها را قتل عام می کند!
پس اگر تنها سواد خواندن و نوشتن دارید یا سواد هم ندارید بلکه دارای قلبی سلیم هستید اصلاً اهمیت ندهید که فلانی در مورد فلان شخص یا جماعت چه گفته است بلکه تنها به دلایل و مستندات و استدلال آن اهمیت بدهید. امام شافعی رحمه الله می گوید: لَيسَ لأحَدٍ دُونَ رسول الله أن یقول إلا بالإستدلال، غیر از رسول الله هیچ شخص دیگری حق ندارد بدون ارائه دلیل نظر بدهد. می گویند: دوله خوارج است؛ چرا؟ چون فلانی و فلانی گفتن. می گویند: شیعه جعفری مرتد است؛ چرا؟ چون فلانی و فلانی گفتن. این دلیل نمی شود. اعتبار شرعی آراء و فتواها، مبتنی بر دلیل و مدرک و سند شرعی است نه اشخاص، و بعد از رسول الله صلي الله عليه وسلم هیچ شخصی چنان جایگاهی نخواهد داشت که شخصیتش برای پذیرش حکمش کافی باشد.
پس این ادعای دکتر الظواهری در خوارج نامیدن دوله هیچ مبنای شرعی ندارد و شیخ ایمن و سایر شیوخ اکثراً نجدی ساکن در دارالاکفرها و هیئتهای شرعی احزاب متفرق و صحوات که به ناحق فتوای خوارج بودن دوله را دادند در کشتار آنهمه مسلمان و تجاوز به آنهمه نوامیس مسلمین به بهانه ی خوارج بودن شریک هستند.
الله متعال می فرماید: لِکُلّٖ جَعَلۡنَا مِنکُمۡ شِرۡعَهٗ وَمِنۡهَاجٗا (مائده/48) برای هر ملّتی از شما راه و برنامهای واضح و آشکار قرار دادهایم. ابن عباس می گوید: منظور از منهاج، راه و روش می باشد.
به نظر شما منهج و راه و روش دوله (داعش) و دکتر ایمن الظواهری و دارودسته ی جولانی و تمام شیوخی که جرقه های خوارج بودن دوله (داعش) را زدند و بعداً دیگران سخن آنها را مثل طوطی تکرار کرده اند چیست؟ دوله (داعش) به همراه این مخالفین، قواعد و ضوابط خودشان را که سخنان و عمل آنها را ظابطه مند می کند از کجا گرفته اند؟ علمای «الدعوة النجدیة» و تفکرات محمد بن عبدالوهاب و علمای نجد. پس منهج همه یکی است.